خلق خدا که خدمت دادار میکنند
هستند بر سه قسم که این کار میکنند
قسمی شدند از پی جنت خدا پرست
و آن رسم و عادتیست که تجار میکنند
قوم دگر کنند پرستش ز بیم او
و اینکار بندگانست که احرار میکنند
جمعی نظر ازین دو جهت قطع کرده اند
بر کار هر دو طایفه انکار میکنند
چون غیر خویش مرکز هستی نیافتند
بر گرد خویش دور چو پرگار میکند
اینست راه حق که سوم فرقه میروند
سیر و سلوک راه بهنجار میکنند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به بررسی سه گروه اشاره میکند که در خدمت به خداوند فعالیت میکنند. گروه اول کسانی هستند که به خاطر بهشت خدا عبادت میکنند و این کارشان به سنت تجار شباهت دارد. گروه دوم به خاطر ترس از عذاب الهی worship میکنند و این نوع پرستش زنجیری است. اما گروه سومی وجود دارد که نه به خاطر بهشت و نه به خاطر ترس، بلکه از روی حقیقت و شناخت خداوند به عبادت مشغولند و راهی درست و بهنجار را در پیش گرفتهاند. این گروه بر این باورند که باید مرکز هستی را در درون خود جستجو کنند و از این شیوه به سیر و سلوک پرداختهاند.
هوش مصنوعی: آفرینش الهی که در خدمت پروردگار هستند به سه دسته تقسیم میشوند که این کار را انجام میدهند.
هوش مصنوعی: بخشی از مردم به دنبال بهشت خداوند هستند و این رفتار و عادت معمولاً در میان بازرگانان دیده میشود.
هوش مصنوعی: مردم به خاطر ترس از او به عبادت و پرستش مشغول میشوند و این عمل مربوط به بندگان است که آزادگان این کار را انجام نمیدهند.
هوش مصنوعی: گروهی از دو سوی قضیه، نظر خود را گرفتهاند و هر دو گروه یکدیگر را انکار میکنند.
هوش مصنوعی: وقتی دیگران نتوانستند مرکز وجود خود را در غیر از خودشان پیدا کنند، مانند پرگار دور خود میچرخند.
هوش مصنوعی: این مسیر درست و حقی است که سه دسته از مردم آن را طی میکنند و در این راه به دنبال پیشرفت و اصلاح خود هستند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
این ابلهان که بیسببی دشمن منند
بس بُلفضول و یافهدرای و زَنَخ زنند
اندر مصاف مردی، در شرط شرع و دین
چون خنثی و مخنث نه مرد و نه زنند
مانند نقش رسمی بیاصل و معنیاند
[...]
یا ایهااللوند مرا پای خواست بند
تدبیر من بساز بیک تیز باد گند
معشوق من توئی علف بوق من توئی
من بوق میزنم تو دهل دند دند دند
افسوکی بدار و دو سه تیزکی بلحن
[...]
دور از جمال جاه تو ای صدر ارجمند
افتاد پای بنده به دست شکسته بند
باز آمدی ز راه و نگفتی چگونه ای
تاگفتمی که پای چگونه ست و درد چند
دست قضای بد ز سر نردبان شوم
[...]
معلوم من نشد که جهانش کجا فکند؟
شادانش کرد گردش ایام یا نژند؟
گیتیش در کدام زمین برگشاد کام؟
گردونش در کدام زمین بر نهاد بند؟
ای تاجدار خسرو مغرب که شاه چرخ
در مشرقین ز جاه تو کسب ضیا کند
درگاه توست قبلهٔ پاکان و جان من
الا طواف قبلهٔ پاکان کجا کنند
تن را سجود کعبه فریضه است و نقص نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.