منت خدیرا که پس از هجر دیر باز
بخت رمیده روی بوصلم نهاد باز
اقبال بهر رونق کارم میان ببست
دولت در مراد برویم گشاد باز
چشم مرا چو چشمه خورشید نور داد
خاک جناب حضرت شاه رهی نواز
سلطان معز دولت و دین آنکه صد هزار
محمود زیبدش که بود بنده چون ایاز
آنشاه شه نشان که بود نام سروری
بر ذات او حقیقت و بر دیگران مجاز
شاهنشه زمانه که از خاک پای او
سازند تاج سر همه شاهان سرفراز
درگاه اوست قبله حاجات وزین قبل
مانند قبله می بردش عالمی نماز
با عدل او شبان عجب ارز آنکه گرگ را
در حفظ گوسفند کند از سگ امتیاز
در عهد او بقهقهه خندد ز خوشدلی
کبک دری چو بشنود آواز طبل باز
از بیم تیغ هندی او در جهان کسی
جز چشم دلبران نکند عزم ترکتاز
از بوته هوان ندهد خصم را خلاص
تا سر بسان زر نبرد از تنش بگاز
از رغبتی که هست دل شاه را برزم
خندان لبست تیغش و رمحش در اهتزاز
با اهتزاز و خنده که در تیغ و رمح اوست
باشد اجل ز حیرت ایشان در احتراز
شاها چه گوید ابن یمین از جفای چرخ
دوران عمر کوته و شرح غمم دراز
با اینهمه بدیش چه غم زو که کار من
آخر نکو شدست بتوفیق کار ساز
شد خسروی مربی من کآفتاب وار
در سایه عنایت خود داردم بساز
یعنی معز دولت و ملت که ملک را
باشد بخسرویش چو تن را بجان نیاز
تا وقت سور و شیون از آواز ساز و سوز
دلرا رسد نوازش و جانرا بود گداز
بنگاه دشمنان وی و بزم دوستان
خالی مباد یکدم از آواز سوز و ساز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر در مدح و ستایش شاه محمود و بزرگواری و عدالت او سروده شده است. شاعر از لطف و کرم شاه میگوید که پس از دوری زیادی دوباره به او توجه کرده و بخت و اقبالش را باز کرده است. شاه را به عنوان سلطان بزرگ و حقیقتجو توصیف میکند و او را منبع خیر و برکت برای مردم میداند. شاعر به فضیلتهای شاه اشاره کرده و آن را در مقایسه با سایر شاهان برتر میداند. همچنین، عدالت شاه به قدری است که حیوانات نیز در دوران او در آرامش به سر میبرند. شاعر در نهایت از زحمات و مشکلات خود سخن میگوید و ابراز خرسندی میکند که در سایه لطف شاه، اوضاع زندگیاش بهبود یافته است.
هوش مصنوعی: من خوشحالم که خدایم بعد از مدتها جدایی دوباره خوشبختی و شانس را به من بازگرداند و روی ماه بوصلم را به من نشان داد.
هوش مصنوعی: با تلاش و زحمت، برکت و رونق کارم فراهم شد و خوشبختیام به دست آمد، به طوری که برایم درهای موفقیت باز شد.
هوش مصنوعی: چشم من مانند چشمهای از نور خورشید روشن شد، در نتیجهی لطف و مهربانی جناب شاه.
هوش مصنوعی: سلطانی که هم در سیاست و هم در دین مقام بلند و با ارزش دارد، کسی است که هزاران افرادی چون محمود، به او افتخار میکنند. اما سوال این است که بندهای مانند ایاز، چه جایگاهی در این میان دارد؟
هوش مصنوعی: آن پادشاهی که نشانهی واقعی سروری است، حقیقت او در ذاتش نهفته است و بقیه فقط به صورت ظاهری و مجازی هستند.
هوش مصنوعی: بزرگترین و برترین شخصیت زمانه، کسی است که دیگران به طرز خاصی برای او ارزش قائلند و از خاک زیر پای او تاجی برای سر تمامی پادشاهان سرافراز میسازند.
هوش مصنوعی: درگاه خداوند محل فرارست و خواستههایی است که به آنجا رجوع میشود، و همچنین مقام بلندی که مانند قبلهای میباشد و جهانیان را به عبادت و نماز در آن مشغول میکند.
هوش مصنوعی: در این بیت بیان شده است که عدالت خداوند به قدری شگفتانگیز است که حتی اگر گرگ بتواند از سگ در محافظت از گوسفند بهتر عمل کند، باز هم جای تعجبی ندارد. این نشاندهنده این است که در شرایط عادلانه، حتی موجودات مقتدر و خطرناک میتوانند به وظایف خود به درستی عمل کنند و به گوسفندانی که نیاز به محافظت دارند، کمک کنند.
هوش مصنوعی: در زمان او، کبک دری از خوشحالی به شدت میخندد و نغمه طبل شکاری را میشنود.
هوش مصنوعی: به دلیل ترس از شمشیر او، در دنیا هیچکس به جز چشم دلبران تصمیم به لشکرکشی نمیگیرد.
هوش مصنوعی: از وضعیت سردرگمی، دشمن را رها نکن که تا سرش به طلا نرسد، از تنش جدا نخواهد شد.
هوش مصنوعی: دل شاه با علاقهای که دارد، بر زمین خندانی را میبیند که شمشیر و نیزهاش در حال نوسان است.
هوش مصنوعی: با شادی و هیاهو در دستان او، زمان مرگ به حیرت مینگرد و از او دور میشود.
هوش مصنوعی: ای شاه، ابن یمین چه بگوید از ظلم و بیرحمی زمان در عمر کوتاه و غمهای فراوانش.
هوش مصنوعی: با وجود همه مشکلات و ناملایماتی که دارم، جای نگرانی نیست، چون در نهایت کار من به خوبی به پایان میرسد و به مدد لطف الهی، همه چیز میتواند به سامان برسد.
هوش مصنوعی: مربی من به درستی مانند خورشید، با لطف و توجه خود، من را در سایه خود پرورش داد.
هوش مصنوعی: به این معناست که کسی که حکومت و ملت را در دست دارد، باید مانند تن به جان نیاز داشته باشد، زیرا قدرت و عزت او به سلامت و قوام ملت وابسته است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که وقت شادی و جشن است، صدای ساز و احساسات دلسوز، نوازش و آرامش را به جان میآورد و سبب ذوب شدن جان میشود.
هوش مصنوعی: نباید لحظهای از صدای خوش و دلانگیز دوری کنیم، خواه در جمع دوستان یا در مواجهه با دشمنان، بلکه باید همیشه در شادی و نشاط باشیم و محیط را زنده نگه داریم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای دست منت تو بمن بنده در دراز
درگاه تو ز حادثه من بنده را جواز
درهای رنج بسته بمن بر سخای تو
بر من در سرای تو بیگاه و گاه باز
صد کس نیازمند من و من بجاه تو
[...]
در هجر روی و لعل تو،ای لعبت طراز
بر روی زرد کرده ام از خون دل تراز
ناکامم از تو ، ور چه برآوردمت بکام
رنجورم از تو ، ور چه بپروردمت بناز
هستم ز حسرت بر چون سیم خام تو
[...]
ایچرخ سفله پرور خس یاردون نواز
تا کی خطا و چند دغا راستی بباز
چرخ و زمین ز برف و ز یخ کرد برگ و ساز
در پوش پوستین که دی آمد ز در فراز
بس مومن بهشتی کز خوف رنج دی
خواهد که در میان جهنم شود دراز
هست از کمال شدت سرما در آبگیر
[...]
ای خسروی که از تف تیغ تو در نبرد
جان عدو فتد چو دل شمع در گداز
هرجا که می روی ظفر اندر رکاب توست
در هیچ منزل از تو نخواهد فتاد باز
دیگر شکی نماند جهان را درین که هست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.