از نرگس خوش خواب تو در عین سیاهی
ماه رخ تو آینه صنع الهی
سودا زده چشم تو صد جادوی بابل
در چاه زنخدان تو صد یوسف چاهی
در وصف تو هر کس به تصور سخنی گفت
اوصاف کمال تو نگفتند که ماهی
بخت من و زلف تو مرا کرده پریشان
ای بخت سیاه از من سرگشته چه خواهی
چون شمع بسوز تو همی کاهم و پیداست
زین اشک روان من و رخساره کاهی
از گریه این دیده خونبار ملولم
ترسم که ز چشمم ببرد رنگ سیاهی
گر محضر منشور جمالت بنمایند
خوبان همه بر وی بنویسند گواهی
با ابن حسام ار نظر لطف تو باشد
در ملک معانی بنهد مسند شاهی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت محبوبش میپردازد. او از چشمهای محبوب که جادویی و آکنده از راز و رمز هستند، یاد میکند و همچنین به زیبایی ظاهری و باطنی او اشاره میکند. شاعر خود را در دنیایی پریشان میبیند و از بخت بدش شکایت دارد. او احساساتی عمیق از غم و اندوه را در اثر عشق تجربه میکند و میگوید که اگر زیبایی محبوبش را به دیگران نشان دهند، همه بر آن گواهی میدهند. در نهایت، شاعر میخواهد که در عالم معانی، محبوبش همیشه در مقام رفیع و سلطنتوار قرار گیرد.
هوش مصنوعی: چشمهای زیبا و خوابآلود تو در حالی که شب یسیاه است، همچون میدرخشد که ماه صورت تو آیتی از خلق و هنر خداوند است.
هوش مصنوعی: چشم تو به قدری جذاب و جادویی است که مانند جادوهای بابل میدرخشد. همچنین، نشانههای تو به قدری ارزشمند و زیباست که انگار در دل آن، صدها یوسف و گنج نهفته است.
هوش مصنوعی: هر کسی در مورد تو چیزی میگوید و با خیال خود تو را توصیف میکند، اما هیچکس نتوانسته اوصاف کامل و زیباییهایت را بیان کند، چون تو مانند ماهی هستی که در عمق آب پنهان است و جزئیاتش به آسانی دیده نمیشود.
هوش مصنوعی: شانس من و زیبایی تو باعث شده که من به شدت مضطرب و پریشان باشم. ای بخت بد، از من گیج و سردرگم چه میخواهی؟
هوش مصنوعی: تو نیز مانند شمعی میسوزی و این سوزش تو واضح است؛ از اشکهای فراوان من و چهرهای که زرد و کمرنگ شده، به خوبی مشخص است.
هوش مصنوعی: از گریههای پر اشک و درد خود خستهام و نگرانم که با این حالت، رنگ سیاهی که در چشمانم هست، برود و همه چیز را از دست بدهم.
هوش مصنوعی: اگر زیبایی تو را در جمع خوبان به نمایش بگذارند، آنها همه بر آن مهر تائید خواهند زد.
هوش مصنوعی: اگر نظر لطف تو به ابن حسام باشد، او در دنیای معانی مقام سلطنت را برقرار میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای بر همه میران جهان یافته شاهی
می خور، که بد اندیش چنان شد که تو خواهی
می خواه، که بدخواه به کام دل تو گشت
وز بخت بد اندیش تو آورد تباهی
شد روزه و تسبیح و تراویح به یک جای
[...]
ای ماه سیه پوش تو روشن شده ماهی
هم شمع سرای من و هم پشت سپاهی
از قامت و قدّ تو برد سرو بلندی
وز حلقۀ زلف تو برد قیر سیاهی
جانم به صلاح آید از آن نوش لب تو
[...]
ای بر سر کتاب ترا منصب شاهی
منشی فلک داده بر این قول گواهی
جاه تو و اقطاع جهان یوسف و زندان
ذات تو و تجویف فلک یونس و ماهی
ناخورده مسیر قلمت وهن توقف
[...]
ای بر صفت یوسفیت حسن گواهی
ماننده یوسف شده در غربت شاهی
حسن تو ترا بی بخبری برده به تختی
مهر تو مرا بی گنهی کرده به چاهی
از لعل تو یک خنده و از عقل جهانی
[...]
رخ باز نهادم به سماوات الهی
تا بر سر گردون بزنم نوبت شاهی
رخت و خر خود را همه بگذاشتم اینجا
چون یار مسیحم، بسم این چهرهٔ کاهی
از من مطلب مهر خود، ای شاهد دنیا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.