برفتی از نظر و از نظر نرفت خیال
به افتراق مبدّل شد اتفاق وصال
تصوری به صبوری خیال می بندم
زهی تصور باطل زهی خیال محال
به دست باد صبا بوی زلف خود بفرست
مگر به حال خود آید دل پریشان حال
مرا چه سود که دامن ز آب در چینم
که هست دامن من ز آب دیده مالامال
کبوتر حرم صدر سینه یعنی دل
به دام زلف تو آمد به میل دانهٔ خال
مرا که صاحب حالم به معرفت بشناس
چرا که معرفه باید به واجبی ذوالحال
درون روزنهٔ جان چو آفتاب بتاب
که در هوای تو سرگشتهایم ذرهمثال
کمال حسن تو چون برق لُمعه ای بنمود
بسوخت ابن حسام از تجلّیات جمال
مرا رسد که کنم دعوی کمال سخن
از آن جهت که رسانم سخن به حدّ کمال
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساس جدایی و longing (خواستن و آرزو) از معشوق است. شاعر از دوری و بازتاب خاطرات معشوق سخن میگوید و به محتوای خیالهای باطل و محال اشاره میکند. او میخواهد بویی از زلف معشوق به دل پریشان خود برساند و حسرت میخورد که چرا با وجود آب چشم، نمیتواند از زیباییهای عشق بهرهمند شود. شاعر خود را همچون کبوتر حرم توصیف میکند که به دام زلف محبوب افتاده است. او نیز به شناخت و معرفت اشاره میکند و از زیباییهای معشوق میگوید که همچون برقی در دل و جانش تابیده و او را به سوختن واداشته است. در پایان، شاعر به کمال سخن اشاره میکند و بیان میکند که سخنانش را به حد کمال میرساند.
هوش مصنوعی: تو از دید من رفتی، اما تصویر تو از ذهنت من محو نشد. این جدایی به خیال من تبدیل شده و تنها به یک تصادف وصال تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: من در خیال خود به صبوری و تحمل فکر میکنم، ولی این خیالپردازی بیهوده و آرزویی غیرممکن است.
هوش مصنوعی: باد صبا را مأمور کن که بوی خوش زلفت را به دلم برساند، شاید حال دلم که در پریشان است، بهتر شود.
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد که من دامن خودم را از آب دریا پاک کنم، در حالی که دامن من پر از اشکهای خودم است؟
هوش مصنوعی: کبوتر حرم به قلب و احساسات اشاره دارد و میگوید دل به زلف و زیبایی تو عاشق شده است، گویی که به خاطر جذابیت و زیبایی تو مانند پرندهای به دانهای جذب شده است.
هوش مصنوعی: بگو که مرا باید به درک و شناختی بشناسند که تنها در پرتو واجب و ضروریات به حقیقت میرسد.
هوش مصنوعی: درون وجود ما مانند خورشید روشنایی ببخش تا ما مانند ذرّههایی در هوای تو سرگشته و سرمست باشیم.
هوش مصنوعی: زیبایی کامل تو همچون درخشش ناگهانی یک صاعقه جلوهگری میکند و این درخشش باعث سوزش دل ابن حسام میشود.
هوش مصنوعی: من میتوانم ادعا کنم که به کمال سخن رسیدهام، زیرا هدفم رساندن کلام به بالاترین درجهاش است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کسان که تلخی زهر طلب نمیدانند
ترش شوند و بتابند رو ز اهل سؤال
تو را که میشنوی طاقت شنیدن نیست
مرا که میطلبم خود چگونه باشد حال؟
شکفت لاله تو زیغال بشکفان که همی
[...]
به سیصد و چهل و یک رسید نوبتِ سال
چهارشنبه و سه روز باقی از شوّال
بیامدم به جهان تا چه گویم و چه کنم
سرود گویم و شادی کنم به نعمت و مال
ستوروار بدینسان گذاشتم همه عمر
[...]
اگر کمال بجاه اندر است و جاه بمال
مرا ببین که ببینی کمال را بکمال
من آن کسم که بمن تا بحشر فخر کند
هر آنکه بر سر یک بیت من نویسد قال
همه کس از قبل نیستی فغان دارند
[...]
همیشه گفتمی اندر جهان به حسن و جمال
چو یار من نبود وین حدیث بود محال
من آنچه دعوی کردم محال بود و نبود
از آنکه چشم من او را ندیده بود همال
ز نیکویی که به چشم من آمدی همه وقت
[...]
ز نور قبۀ زرین آینه تمثال
زمین تفته فرو پوشد آتشین سر بال
فروغ چتر سپهری بیک درخشیدن
بسنگ زلزله اندر زند بگاه زوال
درر چو لاله شود لعل در دهان صدف
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.