دانی چه گفت سالک خمّار خانه دوش
بشنو نصیحت از نفس پیر می فروش
با درد ما بساز و ز درمان سخن مگوی
صوفی شو و ز راه صفا دُرد ما بنوش
یا حسن ما مشاهده کن یا نظر ببند
یا یاد دوست کن به زبان یا به لب خموش
انکار سالکان طریقت صواب نیست
در سلک ما درآی و در انکار ما مکوش
اینجا ریا و دلق مزوّر نمی خرند
بیزارم از عبادت زهّاد خودفروش
تا عیب تو بپوشی به زیر خاک
بنیان غیب،عیب ترا کرد خاکپوش
چون پنبه گشت موی بناگوش ما سپید
تا بر کشیم پنبه ی غفلت ز گوش هوش
ابن حسام قافله از پیش می روند
وز پس به الرحیل ندا می کند سروش
واپس چه خفته ای که فغان می کند درای
در پیش راه دور،جرس می زند خروش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: سالک خمار شب میگوید که از نصیحت پیر میفروش گوش کن. او از دردها سخن نمیگوید و به صفا و صوفی بودن دعوت میکند. میگوید یا به جمال حسن نگاه کن یا سکوت کن، و اینکه انکار سالکها صحیح نیست و به جمع ما بیفزایید. در اینجا ریا و ظاهر سازی جایی ندارد و از عبادت زاهدان ریاکار بیزار است. همچنین اشاره میکند که عیوب انسان از خاک پنهان میشود و غفلت میتواند روح را بیخبر نگه دارد. او از قافله سالکان به حرکت درمیآید و به دیگران هشدار میدهد که در پیش راه چه چیزی در انتظارشان است.
هوش مصنوعی: آیا میدانی چه سخنی را مسافر مست از شراب در شب گذشته بیان کرد؟ به نصیحتی که از نفس پیر فروشندهی میپیچی گوش کن.
هوش مصنوعی: با مشکلات و دردهای خود کنار بیا و درباره درمان صحبت نکن. مانند یک مسلمان زاهد باش و از طریق صفای دل، آرامش و شادی را جستجو کن.
هوش مصنوعی: ای محبوب، یا تو را ببینم یا چشمانم را ببندم، یا به یاد دوست سخن بگویم یا اینکه سکوت کنم.
هوش مصنوعی: انکار کردن راهپیمایان حقیقت درست نیست؛ به جمع ما بپیوند و تلاش نکن که ما را نفی کنی.
هوش مصنوعی: در اینجا، ظاهرسازی و تظاهر به دیانت ارزش ندارد. از عبادت افرادی که خود را به دنیا میفروشند، به شدت نفرت دارم.
هوش مصنوعی: برای اینکه عیب تو را بپوشاند، در زیر خاک، واقعیتی پنهان نهفته است که آن خاک میتواند عیب تو را بپوشاند.
هوش مصنوعی: زمانی که موهای کنار گوش ما سپید شد، مانند پنبهای که سفید است، ما نیز باید ترک کنیم خواب و غفلت و به هوشیاری برسیم.
هوش مصنوعی: ابن حسام از جلو قافله حرکت میکند و از عقب صدای فرشتهای به گوش میرسد که مردم را به راه افتادن دعوت میکند.
هوش مصنوعی: ای فردی که در انتظار نشستهای، چرا در برابر صدا و نالههایی که از دور به گوش میرسد بیتفاوتی؟ در مسیر دور، صدای زنگ و نواها به گوش میرسد و نشانهای از حرکت و جنبش وجود دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دندان و عارض بتم از من ببرد هوش
کاین در نوش طعمست ، آن ماه مشکپوش
جوشان شده دو زلف بت من بروی بر
جانم بر آتش است از آن آمده بجوش
اندر چهار چیزش دارم چهار چیز
[...]
ای آفتاب ملک، رهی خفته بود دوش
غایب شده ز عقل و جدا مانده ای ز هوش
وقت سحر، که چشم شود باز از قضا
دیدم بکوی خلقی ماننده سروش
گفتند بنده را که: اغل را شه جهان
[...]
معلوم من نشد که کجا رفت پیر اوش؟
با او چه کرد گردش ایام دی و دوش؟
وز پس سپید کاری چونش سیاه کرد
صبح سپید جامه و شام سیاه پوش؟
شاه جهان گذشت و ما همچنان خموش
کو صد هزار نعره و کو صد هزار جوش
ای تیغ بهر قبضه مسعود خون ببار
وی کوس بهر رایت بوالفتح برخروش
ای سلطنت چو صبح بدر جامه تا به ناف
[...]
امروز گم شدم: تو بر آهم مدار گوش
فردا طلب مرا به سر کوی میفروش
دوش آن صنم به ساغر و رطلم خراب کرد
و امشب نگاه کن که: دگر میدوم به دوش
رندم، تو پر غرامت رندی چو من بکش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.