گنجور

 
بلند اقبال

من از فراق توتاچندسوزم وسازم

بکن به وصل خود آخر دمی سرافرازم

گهی چوباد صبا گر به سوی من گذری

نثار پای تو راجای زر سراندازم

مرا به بزم حضور توره دهندکجا

مگر که باد به گوشت رساندآوازم

کجا وصال توروزی شود مرا که به هجر

چوپرشکسته کبوتر به چنگ شهبازم

نمی کشد دل من از قمار عشق تودست

مگر که هستی خود هر چه هست دربازم

ز راه دیده دلم ریخت خون بسی به کنار

دلم هم از غم تو نیست محرم رازم

تو چون بهفوج نکویان دهر سرهنگی

به پایت ار همه سلطان شوم که سربازم

اسیر عالم جسمم شوم سراپا جان

دمی که از قفس تن دهند پروازم

روا بود که ز عشق توچون بلنداقبال

به مهر وماه زنم طعنه بر فلک نازم

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
همام تبریزی

کجا روم که کمند تو می‌کشد بازم

ضرورت است که با دیگری نمی‌سازم

چه می‌کنم به هوای دگر که مرغ توام

بدین طرف به طرب جان خویش در بازم

کبوتری که ز شهر تو نامه‌ای آرد

[...]

حکیم نزاری

به زخمِ تیرِ ملامت سپر نیندازم

ز رویِ بازی منگر که عشق می بازم

به غیرِ خانه بر انداز هر بنا که نهم

به هرزه بر گذرِ سیل خانه می سازم

خوش است خانه ی ابرو و تختِ پیشانی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از حکیم نزاری
حافظ

نمازِ شامِ غریبان چو گریه آغازم

به مویه‌هایِ غریبانه قِصه پردازم

به یادِ یار و دیار آن چُنان بِگِریَم زار

که از جهان رَه و رسمِ سفر براندازم

من از دیارِ حبیبم نه از بِلاد غریب

[...]

فیض کاشانی

نماز شام غریبان چو گریه آغازم

به مویه‏های غریبانه قصه پردازم

به یاد مهدی هادی چنان بگریم زار

که راه و رسم فراق از جهان براندازم

من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از فیض کاشانی
واعظ قزوینی

چو تار چنگ کند گوشمال غم سازم

چو مرغ رنگ بتنگست بال پروازم

رسید ضعف بجایی که نارساست اگر

کنند کوک بساز خموشی آوازم

ز بس جهان شده خالی ز دوستان صدیق

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه