آن نگار از گریه طفل دل مرا آرام کرد
بس که از چشم ولب اورا شکر وبادام داد
یادم از گم گشته دل امد ز بس زلفش همی
گاه یاد از شکل دالم گه از شکل لام داد
در ازل کاشیاء را از هم نمی بودامتیاز
روی ومویش روز وشب را نورو ظلمت وام کرد
گفتگوئی از لب لعلش نمودم آرزو
خود نمی دانم نوازش کرد یا دشنام داد
ای خوش آن مستی که منظورش ز ساقی می بود
چشم او بر این نباشد کز سبو یا جام داد
از نگاهی صبر وتاب از دست شیخ وشاب برد
وز کلامی جان ودل انعام خاص وعام داد
عیسی ازاسماء اعظم مرده را می داد جان
آن بت ترسا مرا صد جان به یک پیغام داد
مصریان را چهر یوسف قوت جان شد سال قحط
یار هم ما را ز روی ومو نهار وشام داد
با بلنداقبال می دانی چه کرد از زلف وخال
مرغ دل را دانه ای افشاند و جا در دام داد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساسات عمیق و شیفتگی شاعر نسبت به محبوبش است. شاعر از زیباییهای چهره و کلام محبوب صحبت کرده و اثر آنان بر دل و جان خویش را وصف میکند. او به یادآوری خاطرات و عواطفی که به واسطهی محبوبش ایجاد شده میپردازد و از تأثیر آن بر روح و روانش میگوید. در این شعر، عشق و زیبایی با تمثیلها و تشبیهات مختلف روایت شده و شاعر به شدت تحت تأثیر این احساسات قرار دارد.
هوش مصنوعی: آن معشوق با گریه یک کودک، دل من را آرام کرد، چرا که زیبایی او مانند شکر و بادام، شیرین و دلپسند است.
هوش مصنوعی: دل من به یاد زلفهای تو همیشه گم شده است. هر بار که به یاد تو میافتم، شوق و آرزو در دلم زنده میشود. گاهی شبیه حرف "دال" به یادم میآید و گاهی شبیه "لام"، که نشاندهنده عشق و آرزوی من است.
هوش مصنوعی: در آغاز، هیچ تفاوت و تمایزی میان کاشیها وجود نداشت. تصویری از او، روز و شب را به نور و تاریکی تبدیل کرد.
هوش مصنوعی: با او حرفی از لبهایش زدم، اما نمیدانم آیا به من محبت کرد یا بر من نواخت.
هوش مصنوعی: آنگونه مستی که هدفش از مینوشیدن توجه به چشم محبوب است، بسیار خوشایندتر است از اینکه تنها به محتویات سبو یا جام توجه کند.
هوش مصنوعی: نگاه یک شیخ جوان سبب شد تا صبر و تحملم را از دست بدهم و کلامش به من جان و دل بخشید و نعمتهایی را به عموم و خاصان عطا کرد.
هوش مصنوعی: عیسی (ع) با قدرت نامهای بزرگش به مرده جان میبخشد، اما من که بتپرست هستم، از او پیامی گرفتم که چندین جان را در یک بار به من عطا کرد.
هوش مصنوعی: در سال قحط و خشکسالی، چهره زیبای یوسف برای مردم مصر مایه قوت و روزی شد. او با زیبایی و جذابیت خود، دلها را تسخیر کرد و در این شرایط دشوار، یاری بخش آنها بود.
هوش مصنوعی: با خوش شانسی و سرنوشت نیک، میفهمی که چه بلایی به سر دلهای عاشق آمده است. او با زلف و چهرهاش دلها را به دام میاندازد و به آنها وعده و وعدههای شیرین میدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هرکه او را میل خاطر سوی ارزانی بود
او برنج و خواری ارزانی و ارزانی بود
من بچشم یار از آن خوارم که ارزان یافتست
چون ببینی خواری هرچیز ز ارزانی بود
بر جفای صد شبش ناید پشیمانی شبی
[...]
خسروا می خور که خرم جشن افریدون رسید
باغ پیروزی شکفت و صبح بهروزی دمید
در چنین صد جشن فرخ شادباش و شاه باش
کایزد از بهر تو این شاهی و شادی آفرید
ملک گیتی دولت عالی تورا دادست و بس
[...]
از برای بخشش آموزی چو اقبال و خرد
آفتاب از اوج خود شاگرد این درگاه باد
هر که را نور تجلّی بر دلش آید پدید
بس عجب نه گر چو موسی که برو ریحان شود
عیش من تلخ است بی تو ور بخواهد یک زمان
دو لب شیرین تو تلخ مرا شیرین کنند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.