دل گر نه داغ عشق فروزد کباب کن
در خانهای که گنج نیابی خراب کن
نامحرم کرشمهٔ الفت کسی مباد
باب ترحمیم زمانی عتاب کن
هستی فریب دولت بیدار خوردنست
خوابی تو هم به بالش ناز حباب کن
خلقی به زحمت سر بیمغز مبتلاست
با این کدو تو نیز شنای شراب کن
پیری چو صبح شبههٔ آثار زندگیست
این نسخه را به نقطهٔ شک انتخاب کن
گرد نفس شکست و تو داری غم جسد
اوراق رفت احاطهٔ جلد کتاب کن
یک حلقه قامتیم چه هستی کجا عدم
اینصفر را بههر چه پسندی حسابکن
بر گردن تصرف ادراک بستهاند
بیداریی که خدمت تعبیر خواب کن
رنگ قبول حوصلهٔ عجز ناز کیست
ای سایه ترک مکرمت آفتاب کن
جام مروت همه بر سنگ خورده است
زین دور خشک چشم توقع پر آب کن
گرد نمود فتنه ندارد سواد فقر
زین شام ریش صبح قیامت خضاب کن
بیدل ز اختیار برآ هر چه باد باد
فرصت کم است ترک درنگ و شتاب کن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق انسانی و دغدغههای زندگی میپردازد. شاعر با اشاره به عشق و درد ناشی از آن، به فردی توصیه میکند که در جستجوی گنجهای معنوی باشد و در صورت عدم یافتن، آن مکان را ترک کند. او همچنین به ناپایداری دنیا و فریبخوردگی انسانها اشاره دارد و از آنها میخواهد که در زندگی به انتخابهای صحیح و بیداری فکری دست زنند. در نهایت، شاعر به پشیمانی و فرصتها اشاره میکند و از مخاطب میخواهد که از این فرصتهای کوتاه به درستی استفاده کند و از درنگ پرهیز کند.
هوش مصنوعی: اگر دل آدم آتش عشق را نداشته باشد، بهتر است مانند یک آشپز، در خانهای که در آن چیز ارزشمندی وجود ندارد، خرابکاری کند.
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که کسی که به ما علاقهمند نیست نباید از زیباییها یا محبتهای ما بهرهمند شود، و اگر روزی دل ما بر کسی نرم شود، نباید او را به خاطر این محبت بیش از حد نرمی کرد. باید در روابط خود مراقب باشیم و در مواقع لازم، تذکر یا تائید لازم را اعمال کنیم.
هوش مصنوعی: وجود و زندگی خود را به فریبهای دنیا و نازهایی که به خواب میروید، ندهید و در این خواب شیرین غرق نشوید.
هوش مصنوعی: افرادی به سختی و زحمت گرفتار مشکلات بیخودی هستند، پس تو هم به سراغ لذتهای زندگی برو و از خوشیها بهرهمند شو.
هوش مصنوعی: پیر شدن مانند صبحی است که نشانههای زندگی را در خود دارد. این لحظه را به عنوان نقطهای برای تردید انتخاب کن.
هوش مصنوعی: نفس او در حال شکست است و تو همچنان در اندوه جسمی هستی که از بین رفته. بهتر است که به موضوعات عمیقتری بپردازی و خود را از محدودیتهای ظاهری آزاد کنی.
هوش مصنوعی: ما در یک دایرهای از قامت و وجودمان قرار داریم، ولی تو کجایی؟ هیچچیز به جز یک صفر نیستیم. هر چیزی که دوست داری، به حساب بیاور.
هوش مصنوعی: افرادی که به خواب و رویاها پرداختهاند، بر فهم و درک خود مسلط شدهاند و این بیداری، به توانایی آنها در تعبیر خوابها کمک میکند.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در اینجا شاعر از کسی یا چیزی به نام "سایه" درخواست میکند که از ناز و پرنخوت خود دست بردارد و با حالتی پذیرشگر و مهربان به زندگی و دیگران نگاه کند. او به نوعی به نقاط قوت و زیباییهای زندگی اشاره کرده و میخواهد که این سایه، پذیرای مهر و محبت باشد. در واقع، شاعر بر این امر تأکید دارد که باید با سادگی و بیپیرایگی، به زیباییهای پیرامون خود توجه کنیم.
هوش مصنوعی: در این دنیا، بسیاری از آرزوها و توقعات به سرانجام نمیرسند و انسانها باید با سختیها کنار بیایند. بنابراین، به جای انتظار داشتن از دیگران، باید خود را آماده کنیم که با واقعیتها روبرو شویم و تلاش کنیم تا روحیه و انسانیتمان را حفظ کنیم.
هوش مصنوعی: در این دنیا، مشکلات و فتنهها به اندازهای نیست که به ما آسیب جدی بزند. در مقابل فقر و دشواریها، باید خود را آماده کنیم و با قدرت، روز قیامت را با زیبایی و تازگی آغاز کنیم.
هوش مصنوعی: بیدل میگوید: از کارهایی که به اختیار خودت است دست بردار و هر چه هست به خودت واگذار کن، زیرا فرصتها کم هستند. از تعلل کنارهگیری کن و با سرعت عمل کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
وقت صبوح شد بشبستان شتاب کن
برگ صبوح ساز و قدح پر شراب کن
خورشید را ز برج صراحی طلوع ده
وانگه ز ماه نو طلب آفتاب کن
خاتون بکر مهوش آتش لباس را
[...]
هان ای رفیق خفته دمی ترک خواب کن
برخیز و عزم آن در میمون جناب کن
ساکن روا مدار تن سایه خسب را
جنبش چو ذره در طلب آفتاب کن
تا چون ستاره مشعله دار تو مه شود
[...]
گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن
یعنی که رخ بپوش و جهانی خراب کن
بفشان عرق ز چهره و اطراف باغ را
چون شیشههای دیدهٔ ما پرگلاب کن
ایام گل چو عمر به رفتن شتاب کرد
[...]
ساقی! نسیم وقت گل آمد شتاب کن
باب الفتوح میکده را فتح باب کن
در وجه باده خرقه پشمین ما ببر
مرهون یک دو روزه می صاف ناب کن
بر دور عمر و گردش چرخ اعتماد نیست
[...]
ساقی بیا و جام طرب پرشراب کن
بیدار باش و دیدهٔ غفلت به خواب کن
ای آفتاب کشور خوبی! به وقت صبح
خاطر منور از می چون آفتاب کن
گر بایدت شراب، بیا خون من بخور
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.