چون زلف بیقرارش بر رخ قرار گیرد
از رشک روی مه را در صد نگار گیرد
از بس که حلقه بینی در زلف مشکبارش
صد دست باید آنجا تا در شمار گیرد
گر زاهدی ببیند میگونی لب او
تا روز رستخیزش زان می خمار گیرد
گر ماه لاله گونش تابد به نرگس و گل
گلزار پای تا سر از رشک خار گیرد
گر از کمان ابرو بادام نرگسینش
یک تیر برگشاید صیدی هزار گیرد
خورشید کو ز تنگی بر چرخ میکشد تیغ
از بیم تیر چشمش گردون حصار گیرد
او آفتاب حسن است از پرده گر بتابد
دهر خرف ز رویش طبع بهار گیرد
عاشق که از میانش مویی خبر ندارد
در آرزوی مویش از جان کنار گیرد
عطار را به وعده دل میدهد ولیکن
اندر میان آتش دل چون قرار گیرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیباییهای معشوق میپردازد و از جلوههای زلف و چهره او سخن میگوید. او میگوید که زلف معشوق چنان دلرباست که تمامی زیباییها را تحت تأثیر قرار میدهد و حتی بر صورت ماه رخساره به شدت حسادت میورزد. شاعر به توصیف آثار زیبایی معشوق بر دل و جان عاشقان میپردازد و تصریح میکند که عشق به او باعث آتش در دل میشود و هیچ عاشقی نمیتواند از اندیشه زیباییهای او دور شود. او نیز به وعدههای معشوق اشاراتی دارد که در میان شعلههای عشق آرامش دل را میسر میسازد.
هوش مصنوعی: وقتی زلف نامنظم و بیقرار او بر چهرهاش آرام بگیرد، از حسادت به زیبایی چهرهاش، ماه نیز خود را به صورت صد نفر از زیبایان درخواهد آورد.
هوش مصنوعی: به دلیل زیبایی و تعداد زیاد حلقههای موی سر او، اگر بخواهیم آنها را بشماریم، نیاز به صد دست داریم.
هوش مصنوعی: اگر زاهدی (مرد پارسا و وارسته) دشتن را ببیند که لبش به رنگ شراب است، آنقدر تحت تأثیر قرار میگیرد که تا روز قیامت به خاطر آن شراب گرفتار خمار (حالت مستی و اثر آن) خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر چهرهٔ زیبا و لالهگون او (معشوق) بر نرگس و گلهای گلزار بتابد، آنها از حسادت و رشک به درختان خاردار تبدیل میشوند.
هوش مصنوعی: اگر از کمان ابرو و چشمان بادامی و نرگسین او (محبوب) یک تیر عشق پرتاب شود، هزار شکار و دلباخته در دام آن میافتند.
هوش مصنوعی: خورشید بهخاطر تنگی و فشار، از آسمان تیغ میکشد و نگران تیرکمان چشمان او است که میتواند آسمان را محاصره کند.
هوش مصنوعی: او همانند آفتاب زیبایی است که اگر از پرده برآید، تمام روزگار از زیباییاش شگفتزده و سرشار از طراوت خواهد شد.
هوش مصنوعی: عاشقی که از محبوبش، حتی موهایی از او نمیبیند، به خاطر عشقش و آرزوی داشتن یک موی او، جانش را فدای این آرزو میکند.
هوش مصنوعی: عطار به معشوق وعده میدهد که دلش را به او بسپارد، اما در درون خود در آتش عشق میسوزد و آرامش ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
آیا بود که یک شب دستم نگار گیرد
با زلف بیقرارش جانم قرار گیرد
خواهم که در کنارش گیرم چو جان شیرین
خه زآنکه جان شیرین از تن کنار گیرد
خرم دلی که یک دم بر طرف جویباری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.