گنجور

شمارهٔ ۱۹۷ - در تقاضای راتبه

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » مقطعات
 

خداوندا تو می‌دانی که بنده

نیارد هیچ زحمت تا تواند

ولیکن چون به چیزی حاجت افتد

ز گیتی مرجع دیگر نداند

نیابد همتش از نفس رخصت

که از کس جز شما چیزی ستاند

نه آن دامن کشیدست از تکبر

که گردون گرد منت برفشاند

کم از بیتی بود وا و با

که گر امروز بر افلاک خواند

بحمدا به اقبال خداوند

که بختش هرچه باید می‌چشاند

فذلک چون تو کردی عزم جنبش

قرار کارها چونین نماند

اگرچه راتب معهود بنده

اجل معتمد هر مه رساند

تو آنی کز جفا و جور گردون

به یک صولت دلت بازش رهاند

بمان در نعمت و شادی همه عمر

که آن نعمت بدین نعمت بماند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام