به عمری در کفم یاری نیاید
ور آید جز جگرخواری نیاید
بنامیزد ز بستان زمانه
ز گل قسمم به جز خاری نیاید
کنون نقشم کسی میباز مالد
که با او از دوشش چاری نیاید
به جانی بوسهای میخواستم گفت
به هر جانی یکی باری نیاید
مرا در مذهب عشقش گر او اوست
ز ده سجاده زناری نیاید
به صرف جان چو در بازار حسنش
به صد دینار دیداری نیاید
برو چون کیسهای دوزم که هرگز
مرا در کیسه دیناری نیاید
مرا گوید نیاید هیچت از من
چه گویم گویمش آری نیاید
مبند ای انوری در کار او دل
ترا زو رونق کاری نیاید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به مشکلات و ناکامیهای عشق و امید میپردازد. او بیان میکند که در زندگی هیچ یاری و خوشحالی به دست نمیآورد و هرچه تلاش کند، به جز غم و درد نصیبش نمیشود. عشق او به کسی است که به او وفا نمیکند و در مقابل درک و محبت، فقط سختی نصیبش میگردد. او نشان میدهد که هرگونه تقاضا و آرزویی از طرف محبوبش بینتیجه است و به نوعی به ناامیدی در عشق اشاره میکند. شاعر در نهایت از ناامیدی خود در عشق و زندگی میگوید و از دلشکستگی و بینتیجه بودن تلاشهایش در این مسیر سخن میگوید.
هوش مصنوعی: اگرچه تمام عمرم یاری نتوانستم پیدا کنم، اگر هم کسی بیاید، فقط درد و ناراحتی به همراه خواهد داشت.
هوش مصنوعی: زمانه مانند باغی است که دائماً در حال تغییر است و از هر طرف که به آن نگاه کنی، فقط خارها را میبینی و نه گلهای زیبا. این به معنی این است که ممکن است در زندگی به مشکلات و سختیها بیشتر برخورد کنیم تا زیباییها و لحظات خوب.
هوش مصنوعی: اکنون من به فردی تبدیل شدهام که دیگر از دوش او بار سنگینی برنمیآید.
هوش مصنوعی: من آرزو داشتم که بوسهای از او بگیرم، اما او گفت که اینگونه احساسات تنها یک بار ممکن است و دیگر تکرار نخواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر او در مذهب عشق است، من هم باید خود را از تمام تعلقات دنیوی آزاد کنم و به او زندگیام را تقدیم کنم. هیچ چیز دیگری نمیتواند من را از مسیر عشق منحرف کند.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم به زیبایی و جذابیت او بیندیشم، حتی با تمام ثروت و امکانات دنیا، نمیتوانم او را ملاقات کنم.
هوش مصنوعی: به سفر برو مانند کیسهای که همیشه پر از پول نخواهد شد.
هوش مصنوعی: او به من میگوید از من چیزی نخواهی داشت. من چه پاسخی بدهم؟ به او بگویم که نه، واقعاً چیزی از من نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: ای انوری، خود را در کار او مشغول نکن زیرا دل تو از این کار رونق نمیگیرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز خوبان جز جفاکاری نیاید
ز بدعهدان وفاداری نیاید
ز ایام و ز هرک ایام پرورد
به نسبت جز جفاکاری نیاید
ز خوبان هرکه را بیش آزمائی
[...]
گل بزم از چو من خاری نیاید
ز من غیر از دعا کاری نیاید
ز تو هرگز وفاداری نیاید
عزیزان را به جز خواری نیاید
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.