گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۸

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

آن روزگار کو که مرا یار یار بود

من بر کنار از غم و او در کنار بود

روزم به آخر آمد و روزی نزاد نیز

زان گونه روزگار که آن روزگار بود

امروز نیست هیچ امیدم به کار خویش

بدرود دی که کار من امیدوار بود

دایم شمار وصل همی برگرفت دل

این هجر بی‌شمار کجا در شمار بود

با روی چون نگار نگارم هزار شب

کارم ز خرمی و خوشی چون نگار بود

واکنون هزاربار شبی با دریغ و درد

گویم که یارب آن چه نشاط و چه کار بود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

نگاشتن نقاشی کردن است و باید بجای نوشتن به کار نیاید .

شمس الحق نوشته:

با درود بر استاد کیخا پس تکلیف نگارش و نگاریدن چه میشود دکتر جان ؟

امین کیخا نوشته:

استاد بزرگوارم نگاشتن و نگاریدن را یکی میدانم و برابر نقاشی کردن برخی از کارواژه ها یک ریخت ازشان شناخته تر است مثلا مانیدن و مانستن و نیز یگانیدن و یگانستن و نیز گاهی هیچکدام شناخته نیست ! مانند ویژیدن و ویژستن هر چند بهتر است از شر دوگانگی ریخت و ریشه ی کارواژه ها آسوده شویم ولی گویا در برخی از ساختار ها هنوز به آنها می نیازیم . مثلا مانیدن به معنای ماندن و نگه داشتن و شبیه بودن است خوب می توان برای شبیه بودن مانستن را به کار برد که با مانده ی معناهای این کارواژه جابجا نشود . ولی این گزینش کار آموزش زبان را دشوار میکند و گاهی آموزانیدن پارسی به دیگران را دشوار میکند .

امین کیخا نوشته:

نشاط / ن + شاد
نخوت / ن + خوت ( خوت خواهیه پهلوی است )
نتیجه / ن + تزیدن ( بیرون کشیدن پهلوی است )
——————————————————-
از کتاب دست نوشته های پارسی دکتر مقدم

امین کیخا نوشته:

ن گاهی برای خوش آوایی به کلمه های پارسی هم افزوده شده است .مثلا تفک و فشک که از روی سدا هستند و امروز تفنگ و فشنگ هستند . ن تنها نقش خوش آواییدن آنها را داشته است .

شمس الحق نوشته:

دکتر کیخا تا شما هستی کس را استادی نرسد .

سعید نوشته:

درود بر دکتر کیخا. ما توی روستامون پیرامون بیرجند یه وتٰه داربم “تزّه” برابر “برداشتن درامد خود از محصول” که گمان میکنم همریشه تزیدن باشه. من از نوشته هات لذت میبرم. ممنون.

کانال رسمی گنجور در تلگرام