گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
مهستی گنجوی

ترکم چو کمان کشید کردم نگهش

دیدم مه و عقربی به زیر کلهش

مه بود رخش عقرب زلف سیهش

وز عقرب در قوس همی رفت مهش

امیرعلیشیر نوایی

آنروی که اوج حسن شد جلوه گهش

نظاره نموده ام ز زلف سیهش

نسبت نتوان کرد بخورشید و مهش

زانرو که نظر فکنده ام ته بتهش

صفایی جندقی

افتادکجا سوی گدائی نگهش

کز دولت بندگی نیاورد شهش

چون سرمه به چشم مردمم ساخت عزیز

تا خوار شدم چو خاک برخاک رهش

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه