|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی معشوقش اشاره میکند و میگوید که وقتی اوج زیبایی و جذابیت او را مشاهده کرده، از تارهای موی سیاهش نیز الهام گرفته است. او بیان میکند که نمیتوان معشوق را با خورشید و ماه مقایسه کرد، چرا که وقتی به عمق زیبایی او نگاه کرده، به این نتیجه رسیده است.
هوش مصنوعی: من زیباییهای او را در آنجا که در اوج خود به نمایش درآمده، تماشا کردهام، در حالی که زلفهای سیاهش نیز در جلوهگری بوده است.
هوش مصنوعی: نمیتوانم خورشید و ماه را با هم مقایسه کنم، چرا که من فقط به پایینتر از آنها نگاه کردهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ترکم چو کمان کشید کردم نگهش
دیدم مه و عقربی به زیر کلهش
مه بود رخش عقرب زلف سیهش
وز عقرب در قوس همی رفت مهش
آن قد چو سرو بین و روی چو مهش
وان نرگس پر عشوه آهو نگهش
سر تا بقدم تمام جانست چه جان
جانی که هزار جان بود خاک رهش
افتادکجا سوی گدائی نگهش
کز دولت بندگی نیاورد شهش
چون سرمه به چشم مردمم ساخت عزیز
تا خوار شدم چو خاک برخاک رهش
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.