گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
مهستی گنجوی

ترکم چو کمان کشید کردم نگهش

دیدم مه و عقربی به زیر کلهش

مه بود رخش عقرب زلف سیهش

وز عقرب در قوس همی رفت مهش

اهلی شیرازی

آن قد چو سرو بین و روی چو مهش

وان نرگس پر عشوه آهو نگهش

سر تا بقدم تمام جانست چه جان

جانی که هزار جان بود خاک رهش

صفایی جندقی

افتادکجا سوی گدائی نگهش

کز دولت بندگی نیاورد شهش

چون سرمه به چشم مردمم ساخت عزیز

تا خوار شدم چو خاک برخاک رهش

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه