گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عین‌القضات همدانی

پروانه بجان اگرچه آتش گیرد

جز صورت آن خیال او نپذیرد

بر شمع چو عاشقست پروانه بطبع

گرد سر او گردد و پیشتر میرد

انوری

در عرصهٔ ملکی که کمی نپذیرد

با چند هنر کز چو منی نگزیرد

خورشید فراغتم فرو می‌میرد

بوطالب نعمه کو که دستم گیرد

اوحدالدین کرمانی

دل را نفسی زمهر تو نگزیرد

جز مهر تو جانم زجهان نپذیرد

من زنده بدان شدم که پیشت میرم

پیشم میراد آنک نه پیشت میرد

کمال‌الدین اسماعیل

دل را زرخ خوب تو می نگزیرد

چون زلف تو زان قرار می نپذیرد

از کژ طبعی که مردم دیدۀ تست

از چشم خوشت کناره یی می گیرد

اهلی شیرازی

ای آنکه سگت آب رخم نپذیرد

در کوی تو صد گدا بحسرت میرد

درویش تورا نیست بجز ناخن دست

چیزی که به پنج تنگه دستش گیرد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه