شیراز که گل درو بصد لون بود
مثلش نتوان گفت که در کون بود
مصرست ولیک با عوانان چکند
مصری که در او هزار فرعون بود
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
شیراز که گل درو بصد لون بود
مثلش نتوان گفت که در کون بود
مصرست ولیک با عوانان چکند
مصری که در او هزار فرعون بود


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از زیبایی و شکوه شهر شیراز سخن میگوید و آن را به باغی پر از گلهای رنگارنگ تشبیه میکند. او بر این باور است که هیچگونه توصیفی صلاحیت بیان زیبایی شیراز را ندارد و حتی اگرچه شیراز در واقع یک مصر است، ولی در ذات خود ویژگیها و عظمتهای بسیاری دارد که به آن روحی خاص بخشیده است. این شعر به تبیین قدرت و زیبایی نهفته در شیراز میپردازد و آن را با سرزمین مصر مقایسه میکند، جایی که فرعونها حکومت کردهاند. شخصیت اصلی در این شعر، شهر شیراز است که در مقام زیبایی و شکوه مورد ستایش قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: شیراز، درختان گلش به رنگهای مختلف میروید و هیچچیز دیگری در جهان نیست که بتوان آن را با شیراز مقایسه کرد.
هوش مصنوعی: این کشور مصر است، اما با سرنوشتهای سختی روبهروست. چه سودی دارد که در جایی که هزاران فرعون وجود دارد، به مصر بودن آن افتخار کنیم؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دی اسب مرا گفت که نیکو نبود
کت خود غم اسب و علف او نبود
اسبی که برو نشینی و خاک خورد
آن اسب بجز که نقش زلو نبود
اول که رخم زرد و دلم پرخون بود
هم خرقه و همراه دلم مجنون بود
آن صورت و آن قاعده تا اکنون بود
کاری آمد که آن همه مادون بود
فرزند تو بهتر آنکه خود رو نبود
تا جاهل و خشمناک و بد خو نبود
هرگز ندهد گیاه خدروی گلی
ورهم دهد آن دهد که خوشبو نبود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.