باز از بویت دل پژمرده در نشوو نماست
معجز عیسا که می گویند بوی آشناست
مردم از این رفتن و باز آمدن بنشین دمی
کان چنین بالا به هر شکلی که می بینم بلاست
گر قدت سروست گلشن جنت بود
ور رخت آیینه است آیینه گیتی نماست
تیره بختم یار از آن یک ذره با من تیره است
ورنه آن خورشید با ذرات عالم در صفاست
گر وفایی می کنی ما را مکش از جور خویش
کانچه پیش دیگران جورست پیش ما وفاست
کوی تو شب تا به روز از برق آهی روشن است
روشن است ای شمع من کین روشنایی از کجاست
خسته تیغ بلا نا کشتنش از رحم نیست
رحمتی گرمی کنی تیغی بزن کامش رواست
خاک کویترا بآب چشم خود گل کرده ام
گر کسی آنجا فتد عیب تو نبود جرم ماست
از خیال طاق ابرویت که محراب دل است
اهلی سرگشته روز و شب به محراب دعاست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و درد فراق است. شاعر از بوی محبوبش یاد میکند که دلش را زنده میکند و به معجزهای شبیه میکند. او به تکرار رفتن و آمدن محبوب اشاره دارد و این وضعیت را بلا میداند. شاعر شخص محبوبش را با زیباییهای طبیعی مانند سرو و آیینه مقایسه میکند و میگوید اگرچه خود در شرایط سختی است، اما محبوبش درخشان و سرشار از نور است. در انتها، او از درد جدایی و دعای شبانهاش برای رسیدن به محبوب یاد میکند و میگوید که هر آنچه از سختیها میکشد، به خاطر عشق اوست.
هوش مصنوعی: بوی تو باعث زنده شدن دل پژمردهام میشود، همچون معجزهای که در مورد عیسا میگویند و بوی آشنایی دارد.
هوش مصنوعی: مردم به خاطر اینکه مدام در حال رفت و آمد هستند، کمی بیاندیشید، زیرا این وضعیت به هر شکلی که مشاهده میکنم، دشوار و مصیبتبار است.
هوش مصنوعی: اگر قامت تو همچون سرو است و زیباییات مانند گلهای بهشت، چهرهات همچون آینهای است که تصویر جهان را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: سرنوشت بدی دارم، چون کوچکترین ذرهای از آن یار با من در تیرگیام شریک است. در حالی که آن خورشید با تمام ذرات عالم در درخشش و نورانیست.
هوش مصنوعی: اگر به ما وفا میکنی، ما را از ظلم و ستم خود نرنجان زیرا آنچه که برای دیگران بدی به حساب میآید، برای ما مثل وفا خواهد بود.
هوش مصنوعی: کوچه و خیابان تو از صبح تا شب به خاطر اشکهایم نورانی است. ای شمع زندگیام، این نور از کجا به وجود آمده است؟
هوش مصنوعی: اگر از دلسوزی و مهربانی خود کم نکنید، میتوانید با تندی و قاطعیت عمل کنید و نتیجهای شایسته به دست آورید. اگرچه ظاهراً سختی و درد وجود دارد، اما درون این سختیها ممکن است خیر و برکت hidden باشد.
هوش مصنوعی: من با اشکهای خود خاک کوی تو را گل کردهام؛ اگر کسی به آنجا بیفتد، تقصیر تو نیست و این گناه ماست.
هوش مصنوعی: از تصور قوس زیبای ابروی تو که مکان دل من است، عارف سرگردان شب و روز در حال دعا و نیایش است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یافت از یزدان ملک سلطان به شادی هرچه خواست
روز شادی روز ما سلطان دین سلطان ماست
بند شاهی کرد محکم راه دولت کرد پاک
چشم عالم کرد روشن کار گیتی کرد راست
وقت وقت رامش است و روز روز عشرت است
[...]
آن شنیدستی که روزی زیرکی با ابلهی
گفت کین والی شهر ما گدایی بیحیاست
گفت چون باشد گدا آن کز کلاهش تکمهای
صد چو ما را روزها بل سالها برگ و نواست
گفتش ای مسکین غلط اینک از اینجا کردهای
[...]
شاه را تاج ثنا دادم نخواهم بازخواست
شه مرا نانی که داد ار باز میخواهد رواست
شاه تاج یک دو کشور داشت لیک از لفظ من
تاجدار هفت کشور شد به تاجی کز ثناست
شه مرا نان داد و من جان دادمش یعنی سخن
[...]
یارب این مائیم و این صدر رفیع مصطفاست
یارب این مائیم و این فرق عزیز مجتباست
یارب این مائیم و این روی زمین یثرب است
کاسمان را هفت پشت از رشک یک رویش دوتاست
خوابگاه مصطفی و کعبه مان از پیش و پس
[...]
خوش ولایت ها که در تحتِ امورِ اولیاست
مصرِ استغنا و رومِ فقر و بغدادِ رضاست
بخشِ ایران قسمِ عشق و قسم توران بخش عقل
در میان آمویِ حکمت هم روان و هم رواست
هم خراسانِ سلامت هم عراق عافیت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.