کس به هجر تو یار کس نشود
روز محنت دوچار کس نشود
یارب ای سرو ناز چون تو کسی
فتنه روزگار کس نوشد
هرکه زار از خزان هجر تو شد
خرم از نو بهار کس نشود
عالمی از غم تو گر میرند
خاطرت غمگسار کس نشود
کار ما بر مراد خاطر تست
بی مراد تو کار کس نشود
خاک باشد غبار و رفت بباد
تا درین راه یار کس نشود
زارتر از تو نیست اهلی کس
هیچکس چون تو زار کس نشود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از شدت دلتنگی و فقدان معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که هیچکس نمیتواند بهاندازه او در رنج و ناراحتی به سر ببرد. او به یار خود به عنوان موجودی ناز و بینظیر اشاره میکند و میگوید که غم و هجران او بر زندگی دیگران نیز تأثیر گذاشته است. شاعر بیان میکند که بدون معشوق، اندیشه و کار هیچکس به سرانجام نخواهد رسید و در نهایت، بر شدت زاری خود تأکید میکند و میگوید که هیچکس به اندازه او زار و حزین نیست.
هوش مصنوعی: هیچکس در غم جدایی تو، همدم هیچکس نمیشود و در روزهای سخت، هیچکس به درد و رنج دیگری نمیخورد.
هوش مصنوعی: ای پروردگار، ای سرو زیبای نازک، هیچکس جز تو نمیتواند فتنههای روزگار را تحمل کند.
هوش مصنوعی: هرکسی که از جدایی تو ناراحت و غمگین است، نمیتواند دوباره در بهار زندگیاش شاداب و خوشحال شود.
هوش مصنوعی: اگر چه بسیاری از مردم به خاطر غم تو و زندگی سختی که داری ناراحت میشوند، اما هیچکس نمیتواند بهطور واقعی تسلیبخش تو باشد.
هوش مصنوعی: ما در تلاشیم تا به خواستهها و آرزوهای تو برسیم و بدون تو هیچ کار دیگری برای کسی انجام نخواهد شد.
هوش مصنوعی: غبار زمین به باد رفت و در این مسیر هیچ یاری پیدا نشد.
هوش مصنوعی: هیچ کس به اندازه تو در حسرت و غم نیست و هیچ فردی نمیتواند مانند تو اینگونه آشفته و بیقرار باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بخت و دولت چو پیشکار تواند
نصرة و فتح پیشیار تو باد
گر چو شته دلت بیفشارند
قطره ای خون ازان برون ناید
راشد از رشد روزگار نیافت
رشد از اینگونه بس فراوان کرد
تن او را که جان دانش بود
فلک جان ربای بی جان کرد
گوهری بود رشکش آمد ازو
[...]
چون ز بد گوی من سخن شنوی
بر تو تهمت نهم ز روی خرد
گویم ار تو نبودیی خرسند
او مرا پیش تو نگفتی بد
باغ سرمایهٔ دگر دارد
کان شد از بس که سیم و زر دارد
هیچ طفل رسیده نیست درو
که نه پیرایهٔ دگر دارد
مینماید که از رسیدن عید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.