خم مویش که در کین من بیمار می پیچد
ز تاب آتش آهم بخود چون مار می پیچد
چو خواند نامه دردم مبر نام من ایقاصد
که گر نام من آنم بشنود طومار می پیچد
مگر آن سنبل موهم بود عاشق بسرو او
که همچون عشق پیچان بر قد دلدار می پیچد
ز بد مهری نمیدانم چرا چرخ فلک دایم
بکین در رشته جان من افکار می پیچد
بد آن بدخو اگر گاهی سلامی میکند اهلی
جوابی میدهد اما بخود بسیار می پیچد
زاهد نشود عارف اگر سالک دین شد
سیمرغ نشد جغد اگر گوشه نشین شد
بس دود چراغی ز غم خال تو خوردم
تا آبله های جگرم نافه چین شد
چون برهمنم سوز که تا خلق نگویند
کاین دلشده بادامن نو زیر زمین شد
سودش نبود مدعی از عشق که دشمن
دیوست همان گرچه گرفتار نگین شد
گر عاشقی افسانه مخوان جان ده و خوشباش
تا چند بگویی که چنان بود و چنین شد
هر کسکه دمی شد به رقیبان تو نزدیک
دور از تو بصد محنت و اندوه قرین شد
اهلی که بیک جو نخرد خرمن خورشید
یکذره غمش بخش که راضی بهمین شد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و دردهای ناشی از آن میپردازد. خم موی معشوق که بر کین او میپیچد و آتش آهش را چون مار به خود میپیچد، نشاندهندهی عمق احساسات اوست. او از قاصد میخواهد که نامش را در نامهای نیاورد، زیرا شنیدن نامش برای معشوقهاش موجب پیچیدگی و درد بیشتر خواهد شد. همچنین، شاعر به بدیهای جهان و سختیهای عاشقی اشاره میکند و در عین حال، از زاهدی که برای رسیدن به حقیقت باید تلاش کند، سخن میگوید.
او حسرت و غم را در وجود خود حس میکند و از اینکه عشقش باعث دوریاش از معشوق شده، رنج میبرد. در نهایت، شاعر بر این باور است که عشق حقیقی و خالص، انسان را به سمت آزادی و خوشبختی هدایت میکند و باید از قید و بند پیشداوریهای دیگران رها شود.
هوش مصنوعی: موهای خمیده او که در حسرت من در حال درد و رنج میپیچد، مانند ماری است که از شعلههای سوزان آه من به خود میپیچد.
هوش مصنوعی: وقتی که پیام دردهایم را میخوانی، از تو میخواهم که نام من را ذکر نکنی، زیرا اگر نام من را بشنوند، تمام ماجرا را فراموش میکنند و تنها به یاد نام من میافتند.
هوش مصنوعی: آیا آن گل خوشبو باعث عاشق شدن دیگران به زیبایی او شده است که مانند عشق، دور بدن معشوق چرخ میزند؟
هوش مصنوعی: نمیدانم چرا چرخ روزگار دائماً افکار بد و اندوه را در زندگیام در هم میپیچد و مرا رنج میدهد.
هوش مصنوعی: اگر چه انسان بدذات گاهی سلامی میکند، اما پاسخ آن را به شکل مؤدبانهای میدهد، با این حال، خود را بسیار بزرگ میبیند و در خود غرق است.
هوش مصنوعی: اگر عارف به حقیقت ایمان نداشته باشد، به زهد و پارسایی هم نمیرسد. مانند این است که اگر پرندهای مانند سیمرغ در دنیا بماند، به جغدی بیفایده تبدیل خواهد شد.
هوش مصنوعی: من به خاطر غم و اندوهی که در اثر دیدن زیبایی تو داشتم، بسیار زحمت کشیدم و رنج کشیدم تا جراحتهای قلبم عمیقتر و برجستهتر شوند.
هوش مصنوعی: وقتی که من برمیخیزم و دلم میسوزد، نخواهم گذاشت که مردم بگویند این دل، در زیر زمین آرمیده است و از چیزی که بر سرش آمده بیخبر است.
هوش مصنوعی: فایدهای برای مدعی از عشق وجود ندارد، چون دشمن اصلی او در واقع دیو است، حتی اگر او هم به زنجیر نگین گرفتار شود.
هوش مصنوعی: اگر عاشق هستی، از داستانپردازی دست بردار و جانت را بده، خوش بگذران. تا چه زمانی میخواهی بگویی که فلانچیز اینگونه بود و آنگونه شد؟
هوش مصنوعی: هر کسی که به رقیبان تو نزدیک شود، از تو دور میافتد و پیوسته در رنج و اندوه خواهد بود.
هوش مصنوعی: کسی که با یک جو (ناچیز) خوشحال نمیشود، حتی اگر خرمن خورشید (بزرگترین نعمتها) هم در اختیارش باشد، باز هم دلش شاد نخواهد شد. او به همین اندازه که برآورده نمیشود، رضایت کامل نخواهد داشت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
وان سیب چو مخروط یکی گوی تبرزد
در معصفری آب زده باری سیصد
بر گرد رخش بر، نقطی چند ز بسد
وندر دم او سبز جلیلی ز زمرد
با آن نبرد هیچکس از ماء معین نام
با این نکند هیچکس از خلد برین یاد
شادست به تو دولت و شادی تو بهدولت
همواره چنین خواهم و همواره چنین باد
امروز شد از جاه تو آراسته مسند
و امروز بخندید گل شرع محمد
قطب فلک دولت ابو نصر محمد
آن بخت بدو بوده موافق چه دو فرقد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.