فیروزی بخت همه کس لعل تو بخشید
فیروزه ما بود که هرگز ندرخشید
چشم همه بر راه تو بازاست و تو از ناز
یکچشم زدن رو ننمایی چو مه عید
هرچند که دوری ز نظر یاد وصالت
هرگز نظری از دل ما دور نگردید
بی داغ محبت نتوان رفت ز عالم
خوش وقت کسی کز چمن عمر گلی چید
جان بنده خلق خوش ساقی است که هرگز
از بی ادبی های من مست نرنجید
اهلی رسی از عشق مجازی به حقیقت
گر یار به تحقیق شناسی نه بتقلید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و انتظار میپردازد و تضاد بین زیبایی معشوق و دوری از او را توصیف میکند. فیروزه، که نمادی از زیبایی است، هرگز نمیدرخشد و چشمها در انتظار دیدن معشوق هستند. شاعر تاکید میکند که هرچند فاصله وجود دارد، اما عشق در دل همیشه زنده است و نمیتوان بدون عشق به زندگی ادامه داد. او به حسی از خوشبختی اشاره میکند که در عشق واقعی به وجود میآید و بر اهمیت شناخت حقیقی از معشوق به جای تقلید تاکید میکند.
هوش مصنوعی: بخشش بخت خوب به همه، گوهر گرانبهایی چون تو را به دیگران داده، اما فیروزه ما همواره بیدرخشش و کمریخته باقی مانده است.
هوش مصنوعی: همه منتظر دیدن تو هستند، اما تو از ناز و لذت نشستن و یک لحظه هم روی خود را نشان نمیدهی، مانند ماه زیبای عید.
هوش مصنوعی: هرچند که از نظر دور هستی، ولی یاد تو و وصالت همیشه در دل ما حضور دارد و هیچگاه از یاد نرفته است.
هوش مصنوعی: انسان نمیتواند از این دنیا با آسایش و خوشحالی عبور کند، مگر اینکه عشق و محبت را در دل خود داشته باشد. خوشبخت کسی است که توانسته از عمر خود بهرهبرداری کند و لحظات زیبا و ارزشمندی را تجربه کند.
هوش مصنوعی: جان من به خاطر لطافت و مهربانی ساقی خوش خلق است، که هرگز از بیادبیها و ناپختگیهای من دلسرد و ناراحت نشده است.
هوش مصنوعی: اگر به عشق واقعی دست یابی، به حقیقت پی خواهی برد؛ اگر محبوب را به درستی بشناسی، نه به تقلید از دیگران.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
پیرامن آن کاشته سرو سمن و بید
بر دامن این رسته گل و لاله و شمشاد
چون رکن دکانم نبود قبله اومید
چون قرص ضمیرم نبود قرصه خورشید
هر که مزروع خود بخورد به خوید
وقت خرمنش خوشه باید چید
سخندان پرورده پیر کهن
بیندیشد، آنگه بگوید سخن
ای بلبل خوش نغمه ز ما باد سلامت
مرغ که در سدره همین نغمه سراید
هر نام تو از آن شد خرد از ما در فطرت
کاین خرده شناسی همه از طبع نوازید
هر نقش که در پرده نهفتی زنی و چنگ
[...]
ور بگفتی مه برآمد، بنگرید
ور بگفتی سبز شد آن شاخ بید
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.