گنجور

 
اهلی شیرازی

شوقی دگر امروز دلم سوی تو دارد

گویا کششی از طرف موی تو دارد

دل میبردم سوی تو پیداست که مرغم

آهنگ کمانخانه ابروی تو دارد

از زندگیش دل چو صبا جز رمقی نیست

وین زندگی از جان نه که از بوی تو دارد

بر خاک سر کوی تو خوابد بفراغت

عیشی عجب است اینکه سگ کوی تو دارد

اهلی ز پی مردنش اسباب مهیاست

بازآ که همین آرزوی روی تو دارد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
محتشم کاشانی

دیگر که هوای گل خودروی تو دارد

سیلاب سرشک که سر کوی تو دارد

بر هم زده دارد گل نازک ورقت را

آن باد مخالف که گذر سوی تو دارد

عشق تو چه عام است که هرکس به تصور

[...]

فیض کاشانی

خورشید فلک روشنی از روی تو دارد

هر جاست گلی چاشنی از بوی تو دارد

چشمی که رباید دل خلقی به نگاهی

آن دلبری از نرگس جادوی تو دارد

هر جا که زند خیمه بر و بوم بسوزد

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه