بر آستان حرم زاهدی که سر میزد
شبش به میکده دیدم دری دگر میزد
خوش آنکه در ره خود روی چون رزم میدید
ز نعل مرکب خود سکه یی بزر میزد
شعاع شمع فلک پیش آتشین رویش
به صد هزار زبان بانک الحذر میزد
خراب فتنه خال و خطش نه امروزم
که در دل ازل این تخم فتنه سر میزد
ز خار پای کشیدن از آن کشیدم دست
که زخم سوزنم از طعنه بیشتر میزد
خوش آن طبیب که اهلی چو مرهمی میجست
هزار ناوکش از غمزه بر جگر میزد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف تجربههای عارفانه و عاشقانهاش میپردازد. او به حرم زاهدی میرود و در عین حال به میخانه نیز اشاره میکند. زیباییهای عشق و جنون در دلش بیدار شده و او از جلوههای عشق و فتنهاش سخن میگوید. همچنین، شاعر با اشاره به زخمهایی که از عشق خورده، به دکتر و درمانندهای میاندیشد که برای دردهایش مرهمی میجوید. کل شعر نمایانگر تضادهای عشق و زهد، زیبایی و درد است.
هوش مصنوعی: در برابر درگاه یک زاهد ایستاده بودم که شبها به میخانه میرفت. در آنجا دری دیگر را دیدم که به رویش باز میشد.
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که در مسیر خود، مانند رزمندهای با شجاعت پیش میرود و از نعل اسبش سکهای بزرگ به جا میگذارد، نشان از پیروزی و موفقیت اوست.
هوش مصنوعی: نور شمع آسمان در برابر چهره آتشین او به هزار زبان هشدار میداد.
هوش مصنوعی: یعنی این نارضایتی و تحریک ناشی از زیبایی و نشانههای او، امروز نیست که دلم را مشغول کرده؛ بلکه از زمان آغاز آفرینش، این احساس در دل من وجود داشته است.
هوش مصنوعی: برای اینکه از زخمهای سوزناک و دردآور خاری که در پایم بود در امان بمانم، دست خود را به عقب کشیدم، چون طعنههای دیگران برایم دردناکتر از آن زخم بود.
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن پزشک که مانند مرهمی برای درمان دردها تلاش میکند، در حالی که هزار تیر از نگاه معشوق بر دلش فرود میآید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.