گنجور

 
اهلی شیرازی

عالم از سیل فنا گرچه خطرها دارد

هرکه در عالم مستی است چه پروا دارد

غم عالم بهل ایخواجه غم خویش بخور

ز آنکه عالم چه غم از ننک و بد ما دارد

ساقی مهوش و یک شیشه می و گوشه امن

هرکه افزود بر اینها سر غوغا دارد

چون کس امروز نداند که سر آرد یا نه

ابله است آنکه چو زاهد غم فردا دارد

اهلی دلشده چونشمع بسی سوخته است

تاکنون در نظر اهل دلان جا دارد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
جمال‌الدین عبدالرزاق

ترکم امروز مگر رای تماشا دارد

که برون آمده آهنگ بصحرا دارد

طره چون غالیه گرد سمنش حلقه زده

خه بنام ایزد یارب که چه سودا دارد

لعل شکر شکنش پرده مرجان سازد

[...]

ظهیر فاریابی

گل ز خرگاه چمن روی به صحرا دارد

سر می خوردن آن خرگه مینا دارد

سبزه چون تازگی افزود به سر سبزی سال

گلبن فتح مَلک سرّ ثریا دارد

تاج بخش ملکان شاه جوانبخت جوان

[...]

عبید زاکانی

باز گل جلوه‌کنان روی به صحرا دارد

نوجوان است سر عیش و تماشا دارد

خار در پهلو و پا در گل و خوش میخندد

لطف بین کین گل نورستهٔ رعنا دارد

آب هر لحظه چو داود زره میسازد

[...]

ناصر بخارایی

آنکه منزل چو مه از برج ثریا دارد

در سخا دست چو کان و دل دریا دارد

مفخر آل کیان خسرو عادل هوشنگ

که به اقبال سکندر دل دریا دارد

آن جهانگیر جوان‌بخت که در روز مصاف

[...]

صوفی محمد هروی

هر که دل در هوس آن بت رعنا دارد

گو درآ زود که بر دیده من جا دارد

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صوفی محمد هروی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه