در چنگ غمت سخت اسیرم چه توان کرد؟
راضی بهلاکم چه نمیرم چه توان کرد؟
بی زر نتوان دامن یوسف بکف آورد
مسکین من محروم فقیرم چه توان کرد؟
در روز جوانی نزدم صید مرادی
امروز که افتاده و پیرم چه توان کرد؟
گیرم که شفابخش شود لعل تو روزی
آن روز که درمان نپذیرم چه توان کرد؟
هرچند که من کوه غمم در صف عشاق
در چشم رقیب تو حقیرم چه توان کرد؟
گر کار بجان میرسد از جان گذرم هست
وز لعل لبت نیست گریزم چه توان کرد؟
در بند غم او جگرم سوخت چو اهلی
با اینهمه چون پند نگیرم چه توان کرد؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عمق غم و دردی است که شاعر در زندگی و عشق خود تجربه میکند. او به شدت تحت تاثیر جدایی و رنجهای ناشی از عشق قرار دارد و حس میکند که هیچ کاری از او ساخته نیست. شاعر از محرومیت و فقر عاطفی خود شکایت میکند و به یاد روزهای جوانی و امید به عشق میافتد که اکنون به پیری و ناامیدی تبدیل شدهاند. او میگوید حتی اگر روزی درمانی برای دردش پیدا شود، ممکن است دیگر دیر شده باشد. در انتها، او به شدت در بند غم است و از خود میپرسد که با این شرایط چه کار میتواند بکند.
هوش مصنوعی: درگیر غم تو شدهام و نمیدانم چه باید بکنم. نه میتوانم از این وضعیت راضی باشم و نه از آن خارج شوم، بلکه تنها در این درد به سر میبرم.
هوش مصنوعی: بدون پول، نمیتوان دامن یوسف را در دست گرفت. من بیچاره و بیچارهام، چه کار از دستم برمیآید؟
هوش مصنوعی: در روزهای جوانی نتوانستم از فرصتها استفاده کنم، اکنون که پیر و ناتوان شدهام، دیگر چه کاری از دستم برمیآید؟
هوش مصنوعی: اگر روزی لعل تو بتواند مرا شفا دهد، اما اگر من به حالتی باشم که دیگر درمان نشوم، چه فایدهای خواهد داشت؟
هوش مصنوعی: هرچند که بار سنگین غم من زیاد است، اما در برابر عشق تو و نگاه رقیبت، احساس کوچکی و حقارت میکنم. چه کاری از دستم برمیآید؟
هوش مصنوعی: اگر کار به جانم برسد، از جان خودم میگذرم و اگر لبان تو برایم خطرناکند، نمیتوانم از آن بگریزم. چه باید کرد؟
هوش مصنوعی: دل من از ناراحتی او به شدت میسوزد، اما با این حال، وقتی به من نصیحت میشود، نمیتوانم به آن توجه کنم و نمیدانم چه میتوانم بکنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر قسمن ما شد ز ازل غم چه توان کرد؟
وین دردی غم گر نرسد هم چه توان کرد؟
گفتی که بپرداز دل از دردم و خوش باش
چون درد تو از دل نشود کم چه توان کرد؟
از دوستیت دشمن من شد همه عالم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.