گر قسمن ما شد ز ازل غم چه توان کرد؟
وین دردی غم گر نرسد هم چه توان کرد؟
گفتی که بپرداز دل از دردم و خوش باش
چون درد تو از دل نشود کم چه توان کرد؟
از دوستیت دشمن من شد همه عالم
ایدوست بگو با همه عالم چه توان کرد؟
زخمی که زدی بر جگر ریش من از هجر
چون چاره هلاک است به مرهم چه توان کرد؟
زاهد ز کف دوست ننوشید می خلد
حیوان صفتی گر نشد آدم چه توان کرد؟
گیرم که پریشانی ایام شود جمع
با فتنه آن کاکل پرخم چه توان کرد؟
وصف لب خاموش تو اهلی چه بگوید
جایی که مسیحا نزند دم چه توان کرد؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق و ناامیدی شاعر پرداخته است. شاعر از غم و دردهایی که از سرنوشت و عشق بر او وارد شده، سخن میگوید. او تأکید میکند که اگر دردی از دلش کم نشود، هیچ کاری نمیتواند بکند. انتظار دارد که دوستش به دنیا فکری کند، اما از حسادت و دشمنی دنیا رنج میبرد. در نهایت، به نقطهای میرسد که از نامعقول بودن برخی امور نظیر ناتوانی در تغییر وضعیت خود، شکایت دارد و به معضلات انسانی و عواطف عمیق اشاره میکند. این شعر تماماً به حالتی از تنهایی و ناامیدی نسبت به زندگی و روابط انسانی میپردازد.
هوش مصنوعی: اگر مقدر شده که ما از ابتدای زمان دچار غم و اندوه باشیم، چه میتوان کرد؟ و اگر این درد و غم به ما نرسد هم، چه میتوان کرد؟
هوش مصنوعی: گفتی که از دل بگذار و خوش باش، اما درد تو به دل ربط دارد و وقتی درد کم نمیشود، چه کاری میتوان کرد؟
هوش مصنوعی: دوستی تو باعث شد که تمام جهان برای من به دشمن تبدیل شوند. حالا بگو با این دشمنی چه کار میتوان کرد؟
هوش مصنوعی: زخمی که به دل من زدی، بر اثر جدایی چنان عمیق و دردناک است که با هیچ دارویی نمیتوان آن را درمان کرد.
هوش مصنوعی: زاهد (مرد دیندار) به خاطر دوستیاش از می (شراب) ننوشید. اگر انسان نتواند از ویژگیهای انسانی خود بهره ببرد و مانند حیوان زندگی کند، چه کار میتوان کرد؟
هوش مصنوعی: اگر چه ممکن است روزگار به هم بریزد و مشکلاتی پیش بیاید، اما با وجود آن جمال دلربا و موهای تابدار، چه کاری از دست ما برمیآید؟
هوش مصنوعی: توصیف لبهای خاموش تو چه معنایی دارد، وقتی که هیچ نشانهای از حیات و شفا در آنجا وجود ندارد؟ چه کاری میتوان انجام داد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در چنگ غمت سخت اسیرم چه توان کرد؟
راضی بهلاکم چه نمیرم چه توان کرد؟
بی زر نتوان دامن یوسف بکف آورد
مسکین من محروم فقیرم چه توان کرد؟
در روز جوانی نزدم صید مرادی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.