ای به خاطر صد غبار از رشک تو آیینه را
کرده چاک از دست تو ماه منور سینه را
با تن چون برگ گل پشمینهپوشی کردهای
زان بنوت نافه پوشد خرقه پشمینه را
از میان انبیاء مهر نبوت زان تست
گنج علمی لاجرم مهری بود گنجینه را
گر نمایی روی روشن کی دگر آیینه گر
پرده زنگاری از رخ بر کشد آیینه را
دیده روح الامین از شرح صدرت نور یافت
روشن آن چشمی که دید آن سینه بی کینه را
شد شب قدری شب آدینه تا مخصوص تست
غایت قدر است ازین نسبت شب آدینه را
آنچه من دوش از قیام قامتت دیدم بخواب
تا قیامت عاشقم خواب شب دوشینه را
با خیالت از ازل اهلی چو می بازد نظر
روی بنما یک نظر این عاشق دیرینه را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش و توصیف زیبایی و مقام معنوی یک معشوق میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و استعارههای گوناگون، عشق و ارادت خود را به این معشوق ابراز میکند.
شاعر اشاره میکند که زیبایی معشوق آنقدر خیرهکننده است که حتی آیینهها از حس حسادت آسیب میبینند. همچنین به صفات نورانی معشوق، ارتباط او با انبیا و مقام نبوت اشاره دارد. او معتقد است که حتی در خواب نیز زیبایی معشوق او را مجذوب خود کرده و این عشق تا قیامت ادامه خواهد داشت.
در نهایت، شاعر از معشوق میخواهد که یکبار دیگر روی خود را به او نشان دهد تا عشق دیرینهاش دوباره زنده شود. این شعر به طور کلی پیامی از عشق، زیبایی و مقام معنوی دارد.
هوش مصنوعی: تو به خاطر زیباییات، چهرهی آیینه را به حسادت خود شکافتی و ماه تابان بر سینهات میدرخشد.
هوش مصنوعی: تو با بدنی نرم و لطیف مانند برگ گل، چادری پشمی به تن کردهای. در این حال، پوشش پشمی تو همچون نافهای از عطر و زیبایی است.
هوش مصنوعی: از بین پیامبران، مهر نبوت از توست و گنجینه علم به خاطر تو مهری دارد.
هوش مصنوعی: اگر تو چهرهات را با نور روشن نشان دهی، دیگر نیازی به آینه نیست. اگر آینه از روی چهرهات پردهبرداری کند، چه معنایی خواهد داشت؟
هوش مصنوعی: چشم روحالامین با مشاهده دل روشن شد؛ آن چشمی که دل پاک و بدون کینه را دید.
هوش مصنوعی: شب قدر، شب با اهمیتی است که در روز جمعه ویژهتر میشود و این شب به دلیل مقام و ارزشش، به شب آدینه نیز تعلق پیدا کرده است.
هوش مصنوعی: من شب گذشته در خواب، زیبایی قامت تو را دیدم و تا همیشه عاشق آن لحظهام. خواب شب گذشتهام برایم به قدری خاص و ارزشمند است که نمیخواهم از یاد برود.
هوش مصنوعی: با یاد تو از ابتدا مانند میگساری مست میشوم، لطفاً یک بار دیگر رویت را به من نشان بده تا این عاشق قدیمی بتواند تو را ببیند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر چه از ما واگسستی صحبت دیرینه را
جا مده باری تو در دل دوستان دینه را
خورد عاشق چیست پیکانهای زهرآلود هجر
وصل چون یار تو باشد بازجو لوزینه را
بسکه خوشدل با غمم شبهای درد خویش را
[...]
ساکن گلخن شدم تا صاف کردم سینه را
دادم از خاکستر گلخن صفا آیینه را
پیش رندان حق شناسی در لباسی دیگر است
پر به ما منمای زاهد خرقهٔ پشمینه را
گنج صبری بیش ازین در دل به قدر خویش بود
[...]
آه از زنگ کدورت پاک سازد سینه را
می شود روشن ز خاکستر سواد آیینه را
گر می روشن کند از مشرق مینا طلوع
صبح شنبه می توان کردن شب آدینه را
می توان در سینه روشن ضمیران روی دید
[...]
دوست می سازد تواضع دشمن دیرینه را
خاکساری میکند جاروب گرد کینه را
نشکنی تا خویش را، از دوست کی یابی نشان؟
هست پیچیدن کلید قفل این گنجینه را
تا بروی ما بگوید حرف مردن مو به مو
[...]
کرده ام از غیر خیال دوست خالی سینه را
از غبار آرزو شستم دل بی کینه را
آسمان را دل ز رشک عشرتم خالی نشد
تا نزد بر شیشه ام سنگ شب آدینه را
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.