پیری خزان تازه بهار جوانی است
وقت شباب خوش که گل زندگانی است
ایساقی صبوح که چون آفتاب صبح
خار و گل از فروغ رخت ارغوانی است
جامی ببخش و چهره ما لاله رنگ کن
کاندر بهار عمر رخ ما خزانی است
جام شراب و کنج خرابات و وصل یار
عیش نهان مگوی که گنج نهانی است
پیش می صبوحی رندان و خواب امن
شاهی و پاسبانی لشگر شبانی است
آن مدعی است کز پی شهرت چو برق سوخت
خرم کسی که سوخته بی نشانی است
اهلی، نشان از آن خط لب میدهی مگر
با طوطیان غیب ترا هم زبانی است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیباییهای جوانی و لذتهای زندگی اشاره میکند و آن را به بهار تشبیه میکند. او از جوانی به عنوان زمان خوشی و سرزندگی یاد کرده و بر لزوم استفاده از این دوران طلایی تأکید میکند. در ادامه، شاعر به زیباییهای عشق و مینوشی اشاره میکند و میگوید که این لحظات خوش را نباید پنهان کرد، زیرا مانند گنجی ارزشمند هستند. او همچنین به تشبیههای هنری و معنوی میپردازد و از رابطه انسان با زیباییها و تجربیات زندگی سخن میگوید. در نهایت، شاعر به آرزوی ارتباط با معشوق و بهرهمندی از لذتهای زندگی بهدلیل گذرا بودن جوانی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: پیری همچون پاییز، نویدبخش بهار جوانی است و دوران جوانی، زمان زیبا و شادابی است که زندگی همچون گلی شکوفا میشود.
هوش مصنوعی: ای ساقی، بادهات را بیاور که مانند آفتاب صبح، زیباییات گل و خار را تحت تأثیر قرار داده و جلوهای ارغوانی به آنها بخشیده است.
هوش مصنوعی: به ما جامی بده و چهرهمان را رنگ لالهای کن، زیرا در این بهار عمر، چهرهامان حالتی از خزانی دارد.
هوش مصنوعی: در اینجا به نوشیدن شراب، نشستن در مکانهای خوشگذرانی و وصال محبوب اشاره شده است. همچنین تأکید میشود که از بیان این لذتها و خوشیها خودداری شود، زیرا این خوشیها همچون گنجی پنهان هستند که ارزششان در سکوت و عدم فاش شدن است.
هوش مصنوعی: در برابر می و مستی رندان، خواب آرامی به مانند خواب شاه و امنیت سربازان شب وجود دارد.
هوش مصنوعی: آن مدعی که برای جلب توجه و شهرت به هر قیمتی تلاش میکند، مانند رعد و برق میسوزد و از بین میرود. در مقابل، کسی که واقعاً دچار درد و رنج شده و سوخته است، بدون نشانه و خلوص، در خاموشی به سر میبرد.
هوش مصنوعی: آیا تو با نشان دادن خط لب خود به من میگویی که آیا با طوطیهای پنهان هم زبانی داری؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ابر است و اعتدال هوای خزانی است
ساقی بیا که وقت می ارغوانی است
در زیر ابر ساغر خورشید شد نهان
روز قدح کشیدن و عیش نهانی است
ساقی بیا و جام می مشکبو بیار
[...]
ای صاحبی که مایهٔ تفریح عالمی
ذات مبارکت، سبب کامرانی است
بشنو سه چار مصرع غرّا، ز خامه ام
اکنون که فطرتت به سر نکته دانی است
رسمی ست مبتذل، گلهٔ دوستان ز هم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.