بخلق درد تو بیهوده گفتم تا کی
بهر زه طعنه مردم شنفتنم تا کی
تو در کنار گلستان بخواب خوش مشغول
من از هوای تو بر خار خفتنم تا کی
چو نیست در دل شیرین چو کوهکن راهم
بخون دیده و دل سنگ سفتنم تا کی
بجرم گریه ز مژگان ره سگت روبم
گناه کردن و ره باز رفتنم تا کی
حکایتم نشنیدی ز صد هزار یکی
نگفتی اینهمه افسانه گفتنم تا کی
کجاست باد که چونگل شکفته ام سازد
چو غنچه در غم دل ناشکفتنم تا کی
دوا نماند بجز ناله کردنم اهلی
که درد خویش ز درمان نهفتنم تا کی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق عاشقانه و دردهای ناشی از جدایی اشاره دارد. شاعر به ساقی میگوید که اگر به او دست میداد، نه تنها خودش بلکه تمام عالم در مستی به سر میبردند. او در ادامه از سختیهای جدایی از معشوقش سخن میگوید و از زخمهای ناشی از این هجران رنج میبرد. شاعر به ملامتهای دیگران پاسخ میدهد و میپرسد چرا کسی نباید از این درد آگاه باشد. همچنین به وضعیت تقدیر و نقشههای الهی اشاره میکند و به دنبال این است که چرا در دام این احساسات گرفتار شده است. در نهایت، او ابراز میکند که اگر شرایط به گونهای دیگر بود، میتوانست به راحتی به آرزوهایش برسد.
هوش مصنوعی: من بیهوده از درد تو صحبت کردم و انتظار داشتم که این وضعیت تا چه زمانی ادامه داشته باشد، در حالی که هر لحظه طعنه و سرزنش مردم را میشنیدم.
هوش مصنوعی: تو در کنار گلستان راحت و خوش خوابیدهای، اما من به خاطر یاد تو از غم و درد روی خارها خوابیدهام. این وضعیت تا کی باید ادامه پیدا کند؟
هوش مصنوعی: وقتی در دل انسان شیرینی وجود ندارد، مانند کوهکن که برای دستیابی به هدف خود، خون و دل سختی را تحمل میکند، من نیز نمیدانم تا کی باید این سختی را تحمل کنم.
هوش مصنوعی: به خاطر اشکهایی که از چشمانم ریخته میشود، میخواهم گناهی را بر عهده بگیرم، اما نمیدانم تا چه زمانی باید به این مسیر ادامه دهم.
هوش مصنوعی: من داستانهایم را برایت گفتهام و تو هیچ توجهی نکردی. نمیدانم تا کی باید این همه قصه بگویم بدون اینکه کسی ذرهای به حرفهایم اهمیت دهد.
هوش مصنوعی: کجاست نسیمی که به من کمک کند تا مانند گل شکفته شوم؟ چرا مثل غنچه در دلم غم دارم و هنوز باز نشدهام؟ این وضعیت تا کی ادامه خواهد داشت؟
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر از درد و رنجی که دارد سخن میگوید و بیان میکند که هیچ راه حلی برای تسکین آن نمیبیند جز اینکه فقط ناله و فریاد کند. او از دردی که در دل دارد و از درمانی که پنهان کرده، گله میکند و میپرسد که تا چه زمانی باید به این حال ادامه دهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.