بقدر درد اگرم قوت سخن بودی
کرا مجال سخن با وجود من بودی
بسعی و کوشش اگر کام دل شدی حاصل
بجای خسرو و پرویز کوهکن بودی
گل ار ز آتش حسن تو داشتی رنگی
بسوختی خس و خاری که در چمن بودی
شکست حسن تو بازار نیکوان ارنه
هنوز فتنه یوسف در انجمن بودی
بخاکپای تو اهلی گرش رسیدی دست
رقیب بیهنرش خاک در دهن بودی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزل مورد نظر به بیان درد و رنج شاعر از جدایی و فاصلهای که بین او و محبوبش وجود دارد، میپردازد. شاعر با اشاره به عذابهای ناشی از عشق بیان میکند که تا کی باید در این وضعیت بماند و به تحمل غم بپردازد. او به خواب راحت محبوب در کنار گلستان اشاره کرده و از تنهایی و درد خود در دوری از او میگوید. شاعر از سختیهای زندگی و احساساتی چون گناه، گریه و ناامیدی صحبت میکند و میپرسد که چه زمانی این وضعیت تغییر خواهد کرد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که تنها راه حلش ناله کردن است، چرا که درمانی برای دردش نمیبیند.
هوش مصنوعی: اگر به اندازه دردی که دارم، توانایی بیان احساساتم را داشتم، دیگر هیچکس نمیتوانست در حضور من صحبت کند.
هوش مصنوعی: اگر با تلاش و کوشش به اهداف خود برسی، میتوانی به موفقیتهای بزرگ دست یابی، همانطور که خسرو و پرویز، دو شخصیت مهم تاریخ، به دست آوردند.
هوش مصنوعی: اگر گل از زیبایی تو رنگی داشت، به خاطر آن رنگ، خس و خاری که در چمن بودند، بسوزانده میشدند.
هوش مصنوعی: اگر زیباییهای تو نبود، بازار نیکیها هم رونق نداشت و هنوز داستان جاذبهی یوسف در محافل وجود داشت.
هوش مصنوعی: اگر به پای تو برسد، حتی همسایهات هم که در هنر بیخبر است، خاک را در دهانش میداند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.