خوش آنکه بودمه من زباده مست شده
فکنده دست ز دوش من و ز دست شده
چو کام از آن لب میگون دلم مست یافت
چنان خوشست بمستی که می پرست شده
اگر چه دین و دلم شد شراب و شاهد و ساقی
چرا ملول نشینم چو هر چه هست شده
مگر غبار مرا سر بلند سازد باد
چنین که در ره یارم چو خاک پست شده
خمیده شد چو کمان قد اهلی از غم یار
کشاکش اجلس در پی شکست شده
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و درد ناشی از آن است. شاعر از داغی که در دل دارد سخن میگوید و به سوختن عاشق اشاره میکند. او میگوید که اگر حتی عقل هم او را به اشتباه بیندازید، نباید او را سرزنش کرد، زیرا دانش بیهودهای که آموخته، به او کمکی نکرده است. شاعر خود را به یعقوب تشبیه میکند که به خاطر جدایی از یوسف، دیدهاش را بسته است. هر چند صبر و خرد ارزشمند هستند، اما در پای معشوقش ریختهاند که او را نمیتوان با ارزشها و داراییهای دیگر مقایسه کرد. در پایان، شاعر از پیری میگوید که به غلامی معشوق در آمده و از نقصهایش را نمیفروشد.
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که از شراب مست شده و بار زندگی را از دوش خود برداشته و از سختیهای آن رها شده است.
هوش مصنوعی: وقتی از لبان زیبا و دلانگیز عشق خود کام دل را به دست آوردم، احساس میکنم که این شادی و سرخوشی به اندازهای است که به مانند حالتی از مستی در من جاری است.
هوش مصنوعی: اگرچه ایمان و دل من تبدیل به شراب و معشوق و پیشخدمتی شده، چرا باید غمگین باشم وقتی که همه چیز در حال تغییر و زیبا شدن است؟
هوش مصنوعی: آیا باد میتواند مرا از غبار و فروتنیام بیرون بیاورد، به گونهای که مانند خاکی که در راه محبوب است، به سمت او بلند شوم؟
هوش مصنوعی: به خاطر غم یار، قامت مانند کمان خم شده است و در پی شکست، درگیر کشمکش و تلاش است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.