هرچند که از یار جز آزار ندیدم
هرچند که دیدم به از یار ندیدیم
کس نیستکه در صحبت او نیست خراشی
جز لاله رخ خود گل بیخار ندیدیم
او برده بعیاری و شوخی دل مردم
ما شوختر از چشم تو عیار ندیدیم
خورشید صفت حسن تو بازار کند گرم
از هیچکس این گرمی بازار ندیدیم
گشتیم ببویت چو صبا در همه گلزار
همچون تو گلی در همه گلزار ندیدیم
رفتار تو از سرو بصد شیوه برد دل
ما سرو بدین شیوه و رفتار ندیدیم
طوطی سخنی اهلی و در گلشن معنی
شیرین نفسی چون تو شکر بار ندیدیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ دلتنگی و longing (اشتیاق) به وصال محبوب است. شاعر از حالتی درونی و صفای درون خود میگوید که او را به سوی معشوق میکشاند. او بیان میکند که حتی اگر مرگ او را از تن جدا کند، همچنان در جستجوی محبوب خواهد بود. شاعر خود را در مقایسه با محبوب، به خاک و باد تشبیه میکند و از او میخواهد که دمی بنشیند تا او آرامش یابد. در نهایت، شاعر به کمبود افرادی مانند معشوق در مسیر عشق اشاره میکند و از او درخواست guidance (راهنمائی) میکند.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه از محبوب هیچ چیزی جز آزار و زخم ندیدم، اما باز هم آنچه که دیدم از نبود او بهتر بود.
هوش مصنوعی: هیچ کس نیست که در جمع او حضور داشته باشد و به جز عیبهایی که در زیبایی خود دارد، نقص دیگری را نمیتوان یافت.
هوش مصنوعی: در این بیت به نوعی از انسانهایی اشاره شده که ظاهری شوخ و عیاری دارند، اما در واقع دل دیگران را شاد میکنند. شاعر میگوید که هیچکس به اندازهی این شخص در دل مردم شادی و سرزندگی ایجاد نکرده است.
هوش مصنوعی: زیبایی و جذابیت تو مانند آفتاب، فضا را پر از گرما و نشاط میکند و این گرما و رونق را در هیچجا جز در حضور تو نداشتهایم.
هوش مصنوعی: ما در باغی که پر از گل بود، به دنبالت گشتیم و همچون بادی درختان را جستجو کردیم، اما هیچ گلی به زیبایی تو نیافتیم.
هوش مصنوعی: رفتار تو همچون سرو، دل ما را با صد شیوه به خود مشغول کرده است. این چنین زیبایی و نحوهی رفتار را هرگز ندیدهایم.
هوش مصنوعی: طوطی که به صحبت عادت کرده و در باغی پر از گل زندگی میکند، مانند تو که با روحی شیرین و لطیف هستی، هرگز شکر را در زندگیاش ندیده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در دور رخت یک دل هشیار ندیدیم
جز روی خوشت مشرق انوار ندیدیم
بردیم ببازار جهان گرامی
غیر از غم عشق تو خریدار ندیدیم
مطلوب کسی نیست بغیر از تو درین راه
[...]
ما در دو جهان غیر تو دیار ندیدیم
در صورت اغیار بجز یار ندیدیم
در مسجد و میخانه و در دیر و صوامع
بیرون ز تو مطلوب و طلبکار ندیدیم
از حسن تو هرکس خبری داد ولیکن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.