در سجود آستانت از سفر باز آمدیم
گر بپا رفتیم از کویت بسر باز آمدیم
چو مگس هر چند مارا راندی از خوان وصال
ما اسیران بلا کش بیشتر باز آمدیم
ریختیم از دیده خون تا ره بکویت یافتیم
عاقبت سویت بصد خون جگر باز آمدیم
بس شب هجران سبر کردیم تا صبح وصال
در گلستان تو چون مرغ سحر باز آمدیم
گرچه رفتیم از نظر چون اشک اهلی یک دو روز
با هزاران دردمندی در نظر باز آمدیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان درد و رنج عشقی میپردازد که او را به شدت از درون آزار میدهد. او حس میکند که دلش شکسته و عواطفش تحت تأثیر عشق قرار گرفتهاند. به رغم درد و رنجهایش، او همچنان به عشقش متعهد است و حتی اگر سوخته باشد، نمیخواهد که از عشق خود دست بکشد. در کل، این شعر نمایانگر عمق احساسات و عواطف انسانی است که در مواجهه با عشق و غم ناشی از آن به وجود میآید.
هوش مصنوعی: به خاطر تو و در حضور تو برمیگردیم، حتی اگر از جا بلند شویم و از کوی تو دور شویم.
هوش مصنوعی: هرچند مانند مگس ما را از میهمانی عشق خود راندهای، اما ما که گرفتار سختیها هستیم، باز هم بیشتر به سمت تو برمیگردیم.
هوش مصنوعی: چشم های ما پر از اشک و غم شده تا اینکه بار دیگر به سوی تو رسیدیم. در نهایت، با قلبی آکنده از درد و زخم، به تو برگشتیم.
هوش مصنوعی: ما مدت طولانی در شب فراق تحمل کردیم، تا صبح دیدار با تو مانند پرنده سحر به گلستان تو برگردیم.
هوش مصنوعی: هرچند که از چشمها دور شدیم، مانند اشک که به سرعت میریزد، برای یک یا دو روز با عدهای پر از درد در نظر ما آمدیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.