آه ازین گردون دون کزوی کسی دلشاد نیست
داد کز بیدادِ او ، هرگز دلی آزاد نیست
سر و نازی گر بر آردهم خود از بیخش کند
هیچ کار چرخ بی بنیاد بر بنیاد نیست
بسکه از مرگ جوانان خانه ویران میکند
در کهن دیر جهان یک خانه آباد نیست
گرچه از دیاد کسی هرگز نشد بیداد او
این چنین ظلمی که کرد ایّام ، کَس را یاد نیست
سروقد میرزا محمود ازین گلشن بکند
چاره مرغ دل بیچاره جز فریاد نیست
جان شیرین را بتلخی داد آن نخل کرم
تلخی جان داد شیرین کم از فرهاد نیست
گرچه فرهاد از غم شیرین بسی حسرت کشید
عاقبت ناکام رفت اینظلم را کس یاد نیست
اهل دل آمرزش او از خدا خواهند و بس
قدسیانرا روز و شب جز این دعا اوراد نیست
اهلی از دام اجل هرگز نشد ازاد کس
مرغ روح کس خلاص از دام این صیاد نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ناامیدی و مصائب حاکم بر زندگی انسانها اشاره دارد. شاعر از چرخ گردون و سرنوشت سخن میگوید که هیچکس از آن راضی نیست و زندگی به گونهایست که هرگز دلها آزاد نمیشوند. او به مرگ جوانان و خرابیهایی که به بار میآورد اشاره میکند و بیان میدارد که در دنیا هیچ کس از ظلم و ستم ایام در امان نیست. عشق و حسرت فرهاد و شیرین به عنوان نمادی از غم و اندوه قدیمی در زندگی مطرح میشود. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که روح انسان هیچگاه از دنیای پر از ظلم و مصیبت آزاد نمیشود و تنها طلب آمرزش از خداوند بر زبان اهل دل جاریست.
هوش مصنوعی: آهی از این دنیا و چرخ بینزاکت که هیچکس در آن خوشحال نیست. از ظلم و ستم این دنیا، هرگز دل کسی آزاد نخواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر زیبایی و ناز تو از وجودم جدا شود، هیچ چیز از کارهای دنیا که بر پایهای درست نیست، باقی نمیماند.
هوش مصنوعی: به خاطر مرگ جوانان، خانهها ویران میشود و در این جهان قدیمی، هیچ خانهای آباد باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: هرچند که هیچکس از بیداد یک فرد در گذشته به یاد نیاورده است، اما ظلمی که روزگار بر ما روا داشته، هیچکس آن را فراموش نکرده و به یاد ندارد.
هوش مصنوعی: قد بلند و زیباى میرزا محمود از این باغ جدا شد، و دل بیچارهام جز فریاد کردن چارهاى ندارد.
هوش مصنوعی: نخل کرم با تلخی خود جان شیرین را به خطر انداخت و این نشان میدهد که شیرین کمتر از فرهاد نیست، زیرا او نیز جانش را فدای عشق کرده است.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه فرهاد به خاطر شیرین تحمل زیادی کرد و حسرتهای زیادی خورد، در نهایت نتوانست به هدفش برسد و این ظلمی که بر او رفته، کمتر کسی دربارهاش صحبت میکند.
هوش مصنوعی: افراد با دلهای پاک تنها از خداوند آمرزش و بخشش میطلبند و فرشتگان نیز در طول روز و شب غیر از این دعا چیزی نمیگویند.
هوش مصنوعی: هیچکس از چنگال مرگ رهایی نیافته است، مانند پرندهای که نمیتواند از چنگال صیاد خود آزاد شود. روح انسان نیز از این دام مصون نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کار عالم نیک دیدم هیچ بر بنیاد نیست
بر دل خاصان ز عالم جز غم و بیداد نیست
داده ام انصاف و شد معلوم من کاندر جهان
هیچ کس را خاطری از بند غم آزاد نیست
من که از من عالمی شادند چون می بنگرم
[...]
ناله یادت میدهد کز بیدلانت یاد نیست
لیک او باد است و از وی حاصلی جز باد نیست
در رهت از ناتوانی آب چشمم میبرد
دیگرم جز اشک گلگون هیچ استعداد نیست
ز آتش عشق تو سوزد خلوت دل هر زمان
[...]
عید شد یک دل نمی بینم که اکنون شاد نیست
جز دل خود کین زمان هم از غمت آزاد نیست
کی توانم بهر عیدی با تو گستاخی نمود
چون مرا پیش تو یارای مبارکباد نیست
چون کنم قصد سخن نام تو آید بر زبان
[...]
باغبان لطف قد آن سرو در شمشاد نیست
کی نماید تربیت جایی که استعداد نیست
گر خط دور لبت را بر زبان آرم مرنج
نقش شیرین را ضرر از تیشه فرهاد نیست
ساغر خونابه دل بسته ره بر ناله ام
[...]
صومعه دیدم به جز مشتی بروت باد نیست
جز عصای آبنوس و شانه ی شمشاد نیست
بی نفس ارباب معنی زندگانی می کنند
لیک یک مو بر تن ای جمع بی فریاد نیست
وصف جنت کم کن ای رضوان که در بستان عشق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.