کوته «برِف» چو «لارژ» فراخ، «اِتروا»ست تَنگ
«امپرسمان» شتاب و «آپاتی» بود درنگ
«سوردیته» شد کری و گری «تینیو» آمده
بیدست «اسیترپی» باشد «بوات» لنگ
«کاستر» سگابی است و «کُشُن» خوک و سگ «شین»
ضیغم «لیون» بود «لئوپار» است خود پلنگ
روبه «رنار» باشد و بوزینه «سنژ» دان
شد اژدها «دراگن» و «بَلِن» بود نهنگ
بلبل بود «رُسینُل» و کرکس «وُتور» دان
باشد حمامه «پیژُن» و آمد «گرو» کلنگ
«اوتارد» هست هوبره و «پی» بود کلاغ
«تنای» گاز و تیز «اگوسر»، شمار چنگ
«اف» تخم مرغ و «پوله» بود جوجه «کک» خروس
شد «کایو» سنگریزه «پیر» آمده است سنگ
ارزق «بلو» سفید «بلان» رنگ سبز «ور»
روشن همی «کلر» بود و «کولر» است رنگ
شیطان «ساتان» و «فارفاد» جن «هومن» آدمی
«سوکر» است قند و چای «ته» باشد «حشیش» بنگ
«مِشان» بد و کثیف «ویلن» شد «گرا» سطبر
خوشگل «ژلی» شمار و «بِل» و «بو» بوَد قشنگ



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به تصویر کشیدن انواع حیوانات و اشیاء است و با توصیف ویژگیها و ویژگیهای هر یک، آنها را به نامهای مختلف میشناسد. در این شعر، از اسامی و صفتهای مختلف برای توصیف موجودات زنده، مانند شیر، پلنگ، و بلبل، و نیز اشیاء مانند تخممرغ و قند استفاده شده است. همچنین به تضادها و تشبیههای جالبی اشاره شده و در نهایت به این نتیجه میرسد که همه چیز در دنیای ما از رنگها و ویژگیهای متفاوتی برخوردار است.
کوتاه bref، فراخ large و تَنگ étroit است؛ هچنین شتاب empressement و دَرَنگ apathie (در گمرک) میباشد.
surdité کری (=ناشنوایی) است و teigneux گری. بیدست estropié است و لَنگ boiteux.
castor سگ آبی، cochon خوک، chien سگ، lion شیر و léopard پلنگ است.
روباه renard، بوزینه singe، اژدها dragon و نهنگ baleine.
بلبل rossignol، کرکس vautour، کبوتر pigeon و کُلنگ grue است.
outarde هوبره، pie کلاغ، tenaille گار انبر، aiguisé تیز و «؟» چنگ است.
œuf تخم مرغ، poulet جوجه، coq خروس، caillou سنگریزه و pierre سنگ است.
آبی bleu، سفید blanc، سبز vert، روشن clair و رنگ (=فام) couleur است.
شیطان Satan، جن farfadet، آدمی humain، قند sucre، چای thé و «حشیش» بنگ است.
méchant بد، villain کثیف، gros سطبر، joli خوشگل و belle و beau قشنگ است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زان می، که گر سرشکی ازان درچکد به نیل
صدسال مست باشد از بوی او نهنگ
آهو به دشت اگر بخورد قطرهای ازو
غرنده شیر گردد و نندیشد از پلنگ
کافور بار شد فلک و کوه سیمرنگ
وز کوه کرد روی سوی دشت غرم و رنگ
کهسار سیمرنگ شد و چرخ سیمگون
آبی زریر گون شده باده عقیق رنگ
چرخ کبود مانده برو ابر جای جای
[...]
ای گوهر زمین ز وقار تو برده سنگ
گوهر بر مکارم تو خوار همچو سنگ
چندین هزار کوه ، که اوتاد گیتی اند
از حلم تو ربوده ثبات و گرفته سنگ
اعلام تو ز چهرهٔ نصرت فشانده گرد
[...]
تا کی ز گردش فلک آبگینه رنگ
بر آبگینه خانه طاعت زنیم سنگ
بر آبگینه سنگ زدن رسم ما و ما
علت نهاده بر فلک آبگینه زنگ
رنگیم و با پلنگ اجل کار زار ما
[...]
آن شهریار عالم و عادل که روز جنگ
بر شیر و بر پلنگ کند کوه و بیشه تنگ
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.