ادیب الممالک » دیوان اشعار » فرهنگ پارسی » شمارهٔ ۵۰

کوته «برِف» چو «لارژ» فراخ، «اِتروا»ست تَنگ

«امپرسمان» شتاب و «آپاتی» بود درنگ

«سوردیته» شد کری و گری «تینیو» آمده

بیدست «اسیترپی» باشد «بوات» لنگ

«کاستر» سگابی است و «کُشُن» خوک و سگ «شین»

ضیغم «لیون» بود «لئوپار» است خود پلنگ

روبه «رنار» باشد و بوزینه «سنژ» دان

شد اژدها «دراگن» و «بَلِن» بود نهنگ

بلبل بود «رُسینُل» و کرکس «وُتور» دان

باشد حمامه «پیژُن» و آمد «گرو» کلنگ

«اوتارد» هست هوبره و «پی» بود کلاغ

«تنای» گاز و تیز «اگوسر»، شمار چنگ

«اف» تخم مرغ و «پوله» بود جوجه «کک» خروس

شد «کایو» سنگریزه «پیر» آمده است سنگ

ارزق «بلو» سفید «بلان» رنگ سبز «ور»

روشن همی «کلر» بود و «کولر» است رنگ

شیطان «ساتان» و «فارفاد» جن «هومن» آدمی

«سوکر» است قند و چای «ته» باشد «حشیش» بنگ

«مِشان» بد و کثیف «ویلن» شد «گرا» سطبر

خوشگل «ژلی» شمار و «بِل» و «بو» بوَد قشنگ