گنجور

هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » گزیدهٔ اشعار رشحه » غزل

 

ماهم اگر به قهر شد از لطف باز گشتشکر خدا که آه سحر چاره ساز گشت
در ملک عشق خواجگی و بندگی کداممحمود بین چگونه غلام ایاز گشت
فرخنده هاتفیم به گوش این نوید گفتدوشینه چون ز خواب غمم دیده بازگشت
کای رشحه شاد زی که ز یمن قدوم شاهبر روی هم غمت در شادی فراز گشت
یعنی ضیا […]


متن کامل شعر را ببینید ...

رشحه
 

هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » گزیدهٔ اشعار رشحه » غزل

 

آمد هزار تیر تو بر جسم چاک چاکیک تیر شد خطا و شدم باعث هلاک
گر یار یاورم بود از آسمان چه بیمگر دوست مهربان بود از دشمنان چه باک
اشکم ز بیم هجر تو هر روز تا سمکآهم ز دست خوی تو هر شام تا سماک
بازش مگر حیات دهد لطف شهریاراکنون که گشت رشحه ز جور […]


متن کامل شعر را ببینید ...

رشحه