گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱۸

 

ای داده روی خوب تو از حسن داد دیدهایزد ز آفرین فراوانت آفریده
چون ذره در هوای تو خورشید آسمانیبسیار در فراز و نشیب جهان دویده
گل در میان باغ به دست نسیم صد پیاز یاد چهرهٔ تو به خود جامه بر دریده
بی‌رنگ و سرمه خم ابروی عنبرینتصد باره چهرهٔ نقاش چین بریده
بالای چو بید و رخ […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی