گنجور

شعرهای امیرخسرو دهلوی با وزن «مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)»

 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۷۴

 

عشق آمد و گرد فتنه بر جایم ریخت

عقلم شد و صبررفت و دانش بگریخت

این واقعه هیچ دوست دستم نگرفت

جز دیده که هر چه داشت درپایم ریخت


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۷۶

 

ای بر سر خوبان جهان سر چشمت

درد از چه فتادست بگو در چشمت

از بس که به چشم تو درمد دل من

درد دل من کرد اثر در چشمت


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۹۴

 

ایزد که به زلفت شکن و تاب نهاد

در لعل لبت لولوی خوشاب نهاد

وان خال سیاه برسر ابرویت

هندوست که پا بر سر محراب نهاد


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۲۹

 

دی دلبر من که سر فرازی می‌کرد

ما را به کرشمه جان گدازی می کرد

آئینه بدست کرده خندان خندان

با صورت خویش عشق بازی می کرد


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۱۶

 

خشخاش که آرایش حلواش کنند

گه در کف و گاه در دهن جاش کنند

برند برای ریزهٔ چند سرش

وانگه سر زیر و پای بالاش کنند


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۵۴

 

تا کی به زبان طاعت و اندر دل جام

بگرفت دلم زین گنه تقوی نام

دردی بمن آور چومیم نیست به جام

میخواره و پخته بهتر از صوفی خام


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۹۹

 

بی معرفی سخن مسلسل چکنم

بی قوت عقل نکته را حل چکنم

خواهم خود را درست بینم لیکن

آئینه کجست و دیده احوال چکنم


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۸۹

 

آن لاله و گل که بوستان ساخت همه

دانی ز کجا علم برافراخت همه

از بس که زمین سیر شد از خوردن خلق

هر خون که در و بود برانداخت همه


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۶۱۳

 

ای صوفی سیمی به صفائی نرسی

تا جان ندهی به خون بهائی نرسی

تو رهرو و منزلت در خواجه ومیر

این ره که تو میروی به جائی نرسی


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۶۲۵

 

ای باد که از کوی وفا می‌آیی

آلوده به بوی آشنا می‌آیی

زانگونه که نغز و جان فزا می‌آیی

من میدانم که از کجا می‌آیی


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۸

 

ای عید دوم آمده روی چو نگارت

قربان شده زان عید چو من بنده هزارت

مه را چه ولایت که کشد لشکر انجم

چون تافته شد طره خورشید سوارت

آن روز ز پرگار بشد دایره ما

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۲۸

 

من سرو ندیدم که به بالای تو ماند

بالای تو سروی ست که گل می شکفاند

بگذار که این عاشق دلسوخته بی تو

یک لحظه نماند که به یک جای نماند

ترسم که به کام دل دشمن بنشینم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۸۷

 

لاله دمد از خون شهیدان غم او

تا حشر در آیند به خوان علم او

از جور و وفا و ستم هر که بپرسی

در عشق مساوی ست وجود و عدم او

می زد رقم غالیه نقاش سیه کار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی