گنجور

عرفی شیرازی » رباعیها » رباعی شمارهٔ ۲۶

 

عرفی سر صفهٔ مغان مسند ماست
تعظیم گه دیر مغان معبد ماست
هر گام به تیغی سر تسلیم نهیم
سر تا سر کوی دوستی مشهد ماست


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی
 

عرفی شیرازی » رباعیها » رباعی شمارهٔ ۲۷

 

زینسان که گمان شده دی به ره است
وز بستن یخ حباب رشک گره است
دشمن که ز هیبت تو می لرزد چه عجب
کش علت لرزش به نظر مشتبه است


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی
 

عرفی شیرازی » رباعیها » رباعی شمارهٔ ۲۸

 

زین سردی دی که آب و آتش یخ بست
در بستن یخ جوهر الماس شکست
زان گونه مسامات هوا بسته که تیر
یابد ز کمان گشاد و نتواند جست


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی
 

عرفی شیرازی » رباعیها » رباعی شمارهٔ ۲۹

 

باز آ که فراق جان گداز آمده است
اندیشهٔ مردنم فراز آمده است
باز آ که ز ناچشیده داروی وصال
دردی که نرفته بود باز آمده است


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی
 

عرفی شیرازی » رباعیها » رباعی شمارهٔ ۳۰

 

گر چشم و دلم ز ناله و گریه جداست
زنهار مبر گمان که راحت، که خطاست
گر ناله خموش است دلم در جوش است
گر دیده سراب است، درونم دریاست


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی
 

عرفی شیرازی » رباعیها » رباعی شمارهٔ ۳۱

 

تا عمر مرا فلک به غم پیموده است
گوشم به فغان اهل شیون بوده است
امروز شنیده ام ز عرفی، بی تو
در خواب که چرخ هم نشنوده است


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی
 

عرفی شیرازی » رباعیها » رباعی شمارهٔ ۳۲

 

عشق آمد و گوید رسولم نام است
در حسن به آسمان صدم پیغام است
حکم است که دل و دین فروشید به درد
وین سهل ترین جمله احکام است


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی
 

عرفی شیرازی » رباعیها » رباعی شمارهٔ ۳۳

 

راهم ندهد سوی حرم زاهد زشت
راند ز کنشت راهب نیک سرشت
گر لذت خواریم بدانند، از رشک
هم آن کشد به کعبه، هم این به کنشت


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی
 

عرفی شیرازی » رباعیها » رباعی شمارهٔ ۳۴

 

مسجود ملایک دو تن از آب و گل است
ز آدم چو گذشت این نگار چگل است
گر هست تفاوتی همین باشد و بس
کان حکم اله بود وین حکم دل است


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی
 

عرفی شیرازی » رباعیها » رباعی شمارهٔ ۳۵

 

معموری عقل فضلهٔ ویرانی ست
سرمایهٔ علم خاک بی سامانی ست
بازارچهٔ حیرت ما آبادان ست
کافتاده متاع و غایت ارزانی ست


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی
 

عرفی شیرازی » رباعیها » رباعی شمارهٔ ۳۶

 

در عهد من آن که لاف سنج سخن است
خونش هدر است، قاتلش نظم من است
گوسالهٔ سامری اگر بانگ زند
اعجاز مسیح لقمهٔ دندان شکن است


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی
 

عرفی شیرازی » رباعیها » رباعی شمارهٔ ۳۷

 

عرفی دل من که منت جان من است
از عالم قدس آمده، مهمان من است
مگذار که پامال شود در ره کفر
رحمی که جگر گوشهٔ ایمان من است


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی
 

عرفی شیرازی » رباعیها » رباعی شمارهٔ ۳۸

 

دردا که دگر سخن ز فرزانگی است
چیزی که نه در شمار دیوانگی است
بیگانگی عافیتم ننگی بود
اکنون به وی ام نسبت هم خانگی است


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی
 

عرفی شیرازی » رباعیها » رباعی شمارهٔ ۳۹

 

دی محتسب آمد به غم، تند نشست
ماتم زده بود، دادمش شیشه به دست
بشکست و نیافت قصدم آن جاهل مست
بایست که توبه شکند، شیشه شکست


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی
 

عرفی شیرازی » رباعیها » رباعی شمارهٔ ۴۰

 

شیراز که دریای معانی گذر است
یکتا گهرش عرفی صاحب نظر است
بس کز دو طرف ماه وشان می گذرند
هر کوچهٔ او شبیه شق قمر است


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی
 

عرفی شیرازی » رباعیها » رباعی شمارهٔ ۴۱

 

صد تلخ شنیدم ز یکی رزق پرست
جرمم چه، که همین دادمش جام به دست
دانی که همان محتسب گرسنه مست
کامروز به لقمه اش دهن خواهم بست


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی
 

عرفی شیرازی » رباعیها » رباعی شمارهٔ ۴۲

 

این لاله که با داغ الست آمده است
پژمرده و سینه چاک و مست آمده است
پژمردگی اش رواست که از باغ ازل
تا شهر غمت دست به دست آمده است


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی
 

عرفی شیرازی » رباعیها » رباعی شمارهٔ ۴۳

 

در باغم و دل شکارگاه شیراست
نگشوده نظر دل از تماشا سیر است
چون دیده گشایم که چمن بیگانه ست
چون سینه گشایم که هوا شمشیر است


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی
 

عرفی شیرازی » رباعیها » رباعی شمارهٔ ۴۴

 

یاران دگر انگشت نما خواهم گشت
مجموعهٔ درد بی دوا خواهم گشت
هم دست به دل بنهاده، هم دل در دست
از بهر دوا یه شهرها خواهم گشت


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی
 

عرفی شیرازی » رباعیها » رباعی شمارهٔ ۴۵

 

در دیدهٔ تو روشنی شرم به است
در سینهٔ تو جان و دل نرم به است
پرهیز کن از فسردگی در ره عشق
کز گریه سر خندهٔ گرم به است


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی
 

عرفی شیرازی » رباعیها » رباعی شمارهٔ ۴۶

 

عرفی شب عید و باده عیش افروز است
می نوش و طرب کن که همین دم روز است
این توبه بسی شکست و از ما برمید
می نوش که توبه مرغ دست آموز است


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی
 

عرفی شیرازی » رباعیها » رباعی شمارهٔ ۴۷

 

روزی که قضا به مزرعهٔ قسمت کشت
خاکم ز حرم ببرد و در دیر سرشت
می خواست که در جواب ابنای کنشت
گویم لبیک چون بگوید خشت


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی
 

عرفی شیرازی » رباعیها » رباعی شمارهٔ ۴۸

 

عرفی دل ما تا به در عشق گریخت
خون گله با شراب نسیان آمیخت
این خون نه به تیغ آشنا شد نه به خاک
این گل نشکفت، از نفس باد بریخت


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی
 

عرفی شیرازی » رباعیها » رباعی شمارهٔ ۴۹

 

عرفی علم هجر تو افراشننی است
گنجی تو ولی نقد تو برداشتنی است
گر عشق تویی، تخم تو ناکشتنی است
ور حسن تویی، دل ز تو برداشتنی است


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی
 

عرفی شیرازی » رباعیها » رباعی شمارهٔ ۵۰

 

عرفی من و دل نه خوب دانیم و نه زشت
هم خادم کعبه ایم و هم پیر کنشت
همدوش مصیبتیم و همزاد نشاط
همخوابهٔ دوزخیم و هم شیر بهشت


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی