گنجور

شعرهای غبار همدانی با وزن «مفاعیلن مفاعلین فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)»

 

غبار همدانی » لیلی و مجنون

 

شنیدم روزی از رندی قدح نوش

بسان لاله از خون پیرهن پوش

که لیلی را چو رنگ ارغوانی

شد از هجران مجنون زعفرانی

به دل زخم فراقش کارگر شد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

غبار همدانی
 

غبار همدانی » غزلیات » شمارهٔ ۱۱

 

گریزی نیست از کوی تو ای دوست

چسان برگردم از کوی تو ای دوست

مرا در حلقۀ زلف تو افکند

فریب چشم جادوی تو ای دوست

فشاندی زلف مشکین را و پُر شد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

غبار همدانی
 

غبار همدانی » غزلیات » شمارهٔ ۴۹

 

فکندم رخت در میخانۀ عشق

کشیدم دُردی از پیمانۀ عشق

به بحر اشک خونین غوطه خوردم

ربودم گوهر یکدانۀ عشق

مخوان زاهد به فردوسم که الحق

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

غبار همدانی
 

غبار همدانی » غزلیات » شمارهٔ ۹۹

 

بت ابرو کمانی از کمینی

به تیرم می زند بی جرم و کینی

به کوی میفروشان خانه کردم

نمی دانستم که ای غم در کمینی

برد سیلاب اشکم خانه از بن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

غبار همدانی
 

غبار همدانی » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۰

 

به دریا خویش را تا لا نبینی

به دامان لولوء لالا نبینی

نهان در سینه چند ای گوهر دل

صدف تا نشکنی دریا نبینی

اگر مجنون شدی چندانکه پوئی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

غبار همدانی
 

غبار همدانی » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۱

 

سفالین خُمُّ و در وی لعلگون می

کبدر فی الدجی والشّمس فی فِی

زجاجی جام بین کز عهد جمشید

گذر ننموده سنگ فتنه بر وی

نشاید فرق کرد از غایت لطف

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

غبار همدانی
 

غبار همدانی » دوبیتی‌ها » شمارهٔ ۱

 

توکه رخ لاله سان افروته دیری

چو داغ لاله ام دل سوته دیری

یکی فکر دل بی حاصلم کن

که چندین حاصل اندوته دیری


متن کامل شعر را ببینید ...

غبار همدانی
 

غبار همدانی » دوبیتی‌ها » شمارهٔ ۲

 

چه خوش بی در عدم ویرانه ای بی

مرا چون جغد در وی لانه ای بی

ببینم آنکه جائی بی به عالم

که آنجا نام آب و دانه ای بی


متن کامل شعر را ببینید ...

غبار همدانی
 

غبار همدانی » دوبیتی‌ها » شمارهٔ ۳

 

الهی چون گناهم را شمر نیست

یقین دانم که عذرم را ثمر نیست

ز لطفت این تمنّا دارم و بس

که بینم غیر من کس در سقر نیست


متن کامل شعر را ببینید ...

غبار همدانی
 

غبار همدانی » دوبیتی‌ها » شمارهٔ ۴

 

سر و کارم بدست نازنینی است

که در هر گوشه اش گوشه نشینی است

کسی کش غم بخاطر ره ندارد

چه غم دارد که او را دل غمینی است


متن کامل شعر را ببینید ...

غبار همدانی