گنجور

شعرهای جامی با وزن «مفاعیلن مفاعلین فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)»

 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » قطعات » شمارهٔ ۲۸

 

بسا اخ کز اخوت چون زند دم

دمش باشد چراغ عیش را پف

تف افکن بر رخ آن اخ که هرگز

نیفتد زین مناسب تر اخ و تف


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » قطعات » شمارهٔ ۲۹

 

بهشتی پیکری کز غایت لطف

سپاه نیکوان را بود سر خیل

سرآمد حسن او و دوزخی شد

فاغشی وجهه قطعا من اللیل


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » قطعات » شمارهٔ ۳۵

 

به دندان رخنه در پولاد کردن

به ناخن راه در خارا بریدن

فرو رفتن به آتشدان نگونسار

به پلک دیده آتش پاره چیدن

به فرق سر نهادن صد شتر بار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » قطعات » شمارهٔ ۳۸

 

مشو مغرور حسن خوبرویان

به زلف دلکش و روی نگارین

کز اینها گیردت دل سال دیگر

چنان کامسال از خوبان پارین


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » سایر اشعار » شمارهٔ ۷ - فی المربع

 

الا ای ماه اوج دلربایی

که خیل نیکوان را پادشایی

مکن تا می توانی بی وفایی

که دور است از طریق آشنایی

زهی در دلربایی شوخ و چالاک

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » قطعات » شمارهٔ ۴۴

 

به نان خشک کاوردی به پیشم

چرا باشی به جود خویش غره

کماج خیمه را ماند که نتوان

ز وی کندن به دندان نیم ذره

چو نان تو ز چوب آمد چه بودی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » قطعات » شمارهٔ ۱۶

 

همه شحمی و لحم ای شوخ قصاب

خوش آن کو چون تو باری برگزیند

اگر اسب تو هرگز جو نیابد

ز ضعف و لاغری کی رنج بیند

تو هرگاهی که بر وی می نشینی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی