گنجور

آمار شعرها

 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۵۵

 

تو می روی و به نظاره تو چشم جهانی

بگو که آگهی از عاشقان دلشدگانی

بگشت حال به بالای ابروی تو کسان را

که زیر دست فتادش چنان کمند و کمانی

در ابروی تو نه یک دل هزار بیش فرو شد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۵۶

 

بسی نماند که جانی برون رود ز غریبی

هنوز می نرساند مرا ز زلف تو طیبی

مباد خواب خوش آن شوخ را که غمزه شوخش

فگند خار مغیلان به خوابگاه غریبی

ز درد عشق بمردم خبر دهید، رفیقان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

[۱] [۲] [۳]