گنجور

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۱۲

 

مپسند یارا ما را به خواری
کینی و بغضی با ما نداری
ما آشناییم از بدوِ فطرت
با ما چرا تو بیگانه واری
دریایِ عشقت بر اوج زد موج
ما در میانه تو بر کناری
از بیم باطل بر حق نباشی
گر دوستان را ضایع گذاری
از عهده ی عهد نتوان برون شد
آخر کم از کم کو شرط یاری
گر بر تو باشد حّقِ […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۱۵

 

مگسل نگارا پیوندِ یاری
مگذار ما را تنها به زاری
با ما مکن بس بی التفاتی
سویِ عزیزان منگر به خواری
تا یک دم از من خوش بر نیاید
هر دم به رنگی دستی بر آری
سروی تو باری آزاد می رو
از من که چون من یاری نداری
من بس نیایم گر بس بکوشم
با خیلِ هجران شب های تاری
شوریده مغزم زان می […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۷۶

 

خوب آفریدی ز ین سان جمالی
الله اکبر پاکا تعالی
شنگ جهانی،آشوب جانی
پسته دهانی ، شکر مقالی
مفتول زلفی مخمور چشمی
سیمینه سیبی مشیکنه خالی
شیرین نباتی آب حیاطی
چالاک سروی چابک نهالی
زهره جبینی ، کیوان نشینی
روی آفتابی ، ابرو هلالی
فربه سرینی ، باریک بینی
حاضر جوابی ، مشکل سوالی
خرم بهاری ، خوش لاله زاری
آتش صفاتی ، آب زلالی
عاشق فریبی ، شیرین […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری