گنجور

هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » گزیدهٔ اشعار رشحه » غزل - چه شود اگر که بری ز دل همه دردهای نهانیم …

 

چه شود اگر که بری ز دل همه دردهای نهانیمبه کرشمه‌های نهانی و به تفقدات زبانیم
نه به ناز تکیه کند گلی نه به ناله دلشده بلبلیتو اگر به طرف چمن دمی بنشینی و بنشانیم
ز غم تو خون دل ناتوان، ز جفات رفته ز تن توانبه لب است جان و تو هر زمان، ستمی ز نو […]


متن کامل شعر را ببینید ...

رشحه