گنجور

نظام قاری » دیوان البسه » مناظرهٔ طعام و لباس » بخش ۴ - قصه دزد رخت را بشنو

 

بسعی و رنج متاعی کسی بدست آرد

دگر کس آید و بیسعی و رنج بردارد

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » مناظرهٔ طعام و لباس » بخش ۴ - قصه دزد رخت را بشنو

 

زپیر خرقه شنیدم که شادی اعدا

هزار بار زنقصان مال هست بتر

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » مناظرهٔ طعام و لباس » بخش ۴ - قصه دزد رخت را بشنو

 

بیک ناتراشیده در مجلسی

برنجددل هوشمندان بسی

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » مناظرهٔ طعام و لباس » بخش ۴ - قصه دزد رخت را بشنو

 

درزیش درزی معنی و خرد استادست

رنگرز دست خیالست و تفکر قصار

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » مناظرهٔ طعام و لباس » بخش ۴ - قصه دزد رخت را بشنو

 

چنان دزدی که او چیزی که دزدید

زخود آنچیز را دیگر بدزدد

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » مناظرهٔ طعام و لباس » بخش ۴ - قصه دزد رخت را بشنو

 

اینچنین کارهاش پیش آید

هر کسی را که بخت برکردد

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » مناظرهٔ طعام و لباس » بخش ۴ - قصه دزد رخت را بشنو

 

هان مهل قاری که دزدند از تو شعر البسه

پاسبان خویش باش و کرد رخت خویش کرد

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » مناظرهٔ طعام و لباس » بخش ۵ - مکتوبی که صوف با صفوت باطلس بانصرت بخط ابیاری قلمی فرموده در لباس صاحب البسه

 

مخقی خورد چشم بر قدمن

نرسانید جامه هموار

همچو ابنای روزگار او نیز

تنک چشمی خویش کرد اظهار

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » مناظرهٔ طعام و لباس » بخش ۶ - عرضه داشتی که جناب زیبا علیا جهت وظیفه کرده

 

مرا ببستر اکر چه لت کتان انداخت

زروی صوف نظر بر نمیتوان انداخت

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » مناظرهٔ طعام و لباس » بخش ۶ - عرضه داشتی که جناب زیبا علیا جهت وظیفه کرده

 

بود که صدر نشینان کوی در در جیب

نظر کنند بافتاده کفش صف نعال

بذیل جامه عمرت سجیف سرمد باد

بدرز آن عدد بخیهای او مه و سال

نظام قاری
 
 
۱
۲
sunny dark_mode