گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۷

 

چون شمع اگر خلق پس و پیش‌گذشته‌ست

تا نقش قدم پا به سر خویش‌گذشته‌ست

در هیچ مکان رام تسلی نتوان شد

زین بادیه خلقی به دل ریش‌گذشته‌ست

گر راهروی براثر اشک قدم زن

هستی‌ست خدنگی که ز هرکیش گذشته‌ست

شاید ز عدم گل کند آثار سراغی

ز دشت غبار همه‌کس پیش‌گذشته‌ست

هر اشک‌که‌گل‌کرد ز ما و تو به راهی‌ست

این آبله‌ها بر سر یک […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی