گنجور

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۷

 

آنان که ره عالم ارواح بپویند

مردانه ز آلایش تن دست بشویند

بر فوق فلک رفته به جنات بر آیند

پویند گل از غیب و گل از خویش برویند

این طایفه نورند و حیاتند و وجودند

با هر که نشستند چو جان در تن اویند

و آنان که بود بسته تن پای خردشان

هرگز گلی از عالم ارواح نبویند

زنگ تنشان ز آینه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی