گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۴

 

ای غرهٔ اقبال سرانجام تو شوم است

مرگت به ته بال هما سایهٔ بوم است

چون پیر شدی از امل پوچ حیاکن

یکسر خط تقویم‌کهن ننگ رقوم است

این جمله دلایل‌که ز تحقیق توگل‌کرد

در خانهٔ خورشید چراغان نجوم است

ای دعوی علم و عمل افسون حجابت

گرد تب وتاب نفس است این چه علوم است

طبع تو اگر ممتحن نیک و بد […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی