گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲۹

 

دل را به خیال خط او سیر فرنگیست

این آینه صاحب‌نظر از سرمهٔ زنگیست

غافل مشو از سیر تماشاگه داغم

هر برگ گلی زین چمن آیینهٔ زنگیست

در گلخن وحشتکدهٔ فرصت امکان

دودی‌، شرری چند شتابی و درنگیست

چون بشکند این ساز، چه خشم و چه مدارا

زیر و بم تار نفست صلحی و جنگیست

از اهل تکبر مطلب ساز شکفتن

چین ‌بر رخ […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی