گنجور

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۲۰

 

صافی مده ای دوست که مادرد کشانیمنی رند تمامیم کز ین رند و شانیم
هر چند که در کیسه نداریم پشیزیدرهمت ما بین تو که جمشید و شانیم
کو ساقی نو خیز که بالای دو دیدهچندانکه دو ابر و بنشاند بنشانیم
بیش آرمی ای ساقی خون‌ریز که پیشتاز لب بخوریم و ز مژه باز فشانیم


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۶۹

 

صافی مده، ای دوست که ما درد کشانیم
نی رند تمامیم کزین رند و شانیم
این کاسه سر بهر چه داریم به عزت؟
گر در صف مستانش سبویی نکشانیم
هر چند که در کیسه نداریم پشیزی
در همت ما بین تو که جمشید و شانیم
کو ساقی نوخیز که بالای دو دیده
چندان که دو ابرو بنشاند بنشانیم
پیش آر می، ای ساقی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی